13 اى شاه شيرگير چه كم گردد ار شود * در سايهء تو ملك فراغت ميسرم
14 شعرم به يمن مدح تو صد ملك دل گشاد * گويى كه تيغ توست زبان سخنورم
15 بر گلشنى اگر بگذشتم چو باد صبح * نى عشق سرو بود و نه شوق صنوبرم
16 بوى تو مىشنيدم و بر ياد روى تو * دادند ساقيان طرب يكدو ساغرم
17 مستى به آب يكدو عنب وضع بنده نيست * من سالخورده پير خراباتپرورم
18 با سير اختر فلكم داورى بسى است * انصاف شاه باد در اين قصه ياورم
19 شكر خدا كه باز در اين اوج بارگاه * طاووس عرش مىشنود صيت شهپرم
20 نامم ز كارخانهى عشاق محو باد * گر جز محبت تو بود شغل ديگرم
21 شبل الاسد به صيد دلم حمله كرد و من * گر لاغرم و گر نه شكار غضنفرم
22 اى عاشقان روى تو از ذره بيشتر * من كى رسم به وصل تو كز ذره كمترم
23 بنما به من كه منكر حسن رخ تو كيست * تا ديدهاش به گزلك غيرت برآورم
24 بر من فتاد سايهء خورشيد سلطنت * و اكنون فراغت است ز خورشيد خاورم
25 مقصود از اين معامله بازار تيزى است * نى جلوه مىفروشم و نى عشوه مىخرم