تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 677

مساهمون:

ص٦٧٧

[ شرح ] غزل 326

بيت 1 : نهان‌خانهء عشرت : خلوت‌سراى خوش‌گذرانى صنمى خوش دارم : محبوبى زيبا دارم . نعل : حلقه‌اى فلزى به شكل نيم دايره‌اى كه دو سر آن را به هم نزديك كرده‌اند ، براى كوبيدن به سم ستور . نعل در آتش داشتن « * » : پريشان و بىقرار بودن در خلوت‌سراى خوش‌گذرانى خود ، معشوق زيبايى دارم كه گويى از سر زلف و رخسار زيباى او براى دل‌باختگى و بىقرارى من نعل در آتش گذاشته‌اند . ( بيان شدت شيفتگى عاشق ) بيت 2 : رند : وارسته و فارغ از علايق دنيوى منصب : مقام و مرتبه حور : زنان سياه چشم بهشتى ، در اينجا منظور معشوقه سيه‌چشم زيباست . بيت 3 : زين دست : اين چنين زلف مشوش دارم : به كنايه نفرين كردن است . اگر تو اين گونه در نابسامانى من بكوشى ، با آه و ناله‌ى شبانه به درگاه الهى تو را نفرين خواهم كرد . بيت 4 : زنگارى : به رنگ سبز ، زنگ فلزات خط زنگارى : سبزه‌ى عذار ، موى تازه‌رسته در اطراف صورت جوانان منقش : نقاشى كردن ، رنگ‌آميزى كردن اگر سبزه عذار محبوب اين چنين به جلوه‌گرى ادامه دهد ، من از شدت شوق ، چهره‌ى زرد خود را با خونابه‌ى دل كه به صورت اشك خونين از ديده بيرون مىآيد ، گلگون خواهم كرد . بيت 5 : كاشانه : خانه‌ى محقر قدمى خواهى زد : قدم‌رنجه فرمايى نقل : به ايهام مزه‌ى شراب ، غزل‌هاى حافظ به نقل شيرين تشبيه شده است . بيت 6 : مى بىغش : مى ناب ، شراب خالص ناوك : تيرى كه از كمان رها كنند . ناوك غمزه : غمزه به ناوك تشبيه شده است . رسن : كمند ، زلف به كمند تشبيه شده است . براى جنگ با دل مجروح پريشان ، نياز به تير غمزهء آن كمند گيسو دارم . بيت 7 : در گذر است : غم و شادى روزگار ثباتى ندارد ، بنا بر اين شاد زندگى كن .
هامش
* نعل در آتش داشتن : رسمى بوده و شايد حالا هم در بعضى از شهرهاى ايران اين رسم وجود داشته باشد كه هرگاه بخواهند كسى را به خود رام كنند ، نام او را بر نعل اسبى حك كنند يا بنويسند و آن را در آتش گذارند و اورادى و افسونى كه مخصوص اين عمل است ، بخوانند .