تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 655

مساهمون:

ص٦٥٥

[ شرح ] غزل 315

بيت 1 : بشد از دستم : از دستم خارج شد چه طرف بربستم : چه بهره‌اى حاصلم شد ؟ طرف بربستن : سود بردن اى محبوب ! به جز از دست دادن دين و دل و علم ، در سوداى عشق تو چه بهره‌اى حاصلم شد ؟ ! بيت 2 : خرمن عمر : عمر به خرمن تشبيه شده است . به خاك پاى تو : سوگند به غبار قدم تو گرچه آتش غم عشق تو عمر مرا نابود كرد ، به خاك پاى تو سوگند مىخورم كه عهدشكنى نكردم .
ز من بريدى و با ديگران نپيوستم * به خاك پاى عزيزت كه عهد نشكستم
« سعدى » بيت 3 : ذره : هر چيز خيلى ريز حقير : كوچك و بىمقدار به دولت عشق : به بركت عشق تو هواى رخت : به اميد و آرزوى ديدارت چون به مهر پيوستم : چگونه به خورشيد پيوستم . به ايهام ، به وصل خورشيد جمال تو رسيدم ! عشق تو مرا به مقام عالى رساند . بيت 4 : عمرى است : مدت مديدى است از سر امن : با خيال آسوده كنج عافيت : گوشه‌ى دنج و امن ساقى شراب بده كه مدت‌ها است كه من با خيال آسوده ، در يك مكان دنج ، شراب ننوشيده‌ام . بيت 5 : مردم هوشيار : جماعت عقلا سخن به خاك افكندن : سخنى كه شنونده به آن گوش نمىدهد . اى ناصح ! اگر از زمره‌ى عاقلانى ، سخن خود را بىقدر مكن . چرا كه من مستم و توجهى به نصايح تو ندارم . بيت 6 : خدمتى به سزا : خدمتى شايسته از خجالت نمىتوانم سرم را پيش دوست بلند كنم ، زيرا خدمتى شايسته نكرده‌ام . بيت 7 : مرهم : پماد ، روغن سوختگى خستم : مجروح كردم ، آزردم غم عشق محبوب ، دل حافظ را به آتش كشيد ولى آن شوخ ديده‌ى بىرحم ، لا اقل مرهمى براى التيام زخمى كه خودش مسبب آن بود نفرستاد .