غزل 301 [ اى دل ريش مرا با لب تو حق نمك ]
1 اى دل ريش مرا با لب تو حق نمك * حق نگه دار كه من مىروم اللّه معك
2 تويى آن گوهر پاكيزه كه در عالم قدس * ذكر خير تو بود حاصل تسبيح ملك
3 در خلوص مَنَت ار هست شكى تجربه كن * كس عيار زر خالص نشناسد چو محك
4 گفته بودى كه شوم مست و دو بوست بدهم * وعده از حد بشد و ما نه دو ديديم و نه يك
5 بگشا پستهى خندان و شكرريزى كن * خلق را از دهن خويش مينداز به شك
6 چرخ بر هم زنم ار غير مرادم گردد * من نه آنم كه زبونى كشم از چرخ فلك
7 چون بر حافظ خويشش نگذارى بارى * اى رقيب از بر او يكدو قدم دور تَرَك