[ شرح ] غزل 300
بيت 1 : ار : اگر - اگر هزاران دشمن قصد كشتنم را داشته باشند ، با اتكا به دوستى تو از هيچيك بيم ندارم .
بيت 2 : هر دم : هر لحظه
به اميد وصال تو زندهام ، و گرنه حتى يك لحظه تصور هجران تو مرا خواهد كشت .
بيت 3 : نفسنفس : لحظهلحظه
اگر هر دم از نسيم صبا بوى دلانگيز دلدار را نشنوم ، مانند گل پژمرده و پرپر مىشوم و كارم به نابودى كشيده مىشود .
بيت 4 : هيهات : محال ، غير ممكن حاشاك : حاشا
غير ممكن است كه با فكر و خيال تو ، خواب به چشمان من برود و محال است كه بتوانم در هجران تو صبور باشم .
بيت 5 : ترياك : ترياق ، پادزهر
زخم تيغ جفاى تو ، بهتر از مرهم لطف ديگران است و زهرى كه تو بنوشانى ، گواراتر از پادزهر سايرين است .
بيت 6 : به ضرب سيفك . . . : كشته شدن من با شمشير تو ، زندگى جاويد است . چرا كه در راه تو فدا شدن ، سبب آرامش روح خواهد بود .
بيت 7 : فتراك : نخجيربند ، تسمهاى كه از پس و پيش زين ستور ( اسب ، قاطر . . . ) آويزند . - عنان اسبت را برنگردان ، از من روگردان مشو ، از پيش من نرو كه اگر با شمشير هم ، بر فرقم بكوبى ، سرم را سپر شمشيرت مىكنم . دستم را از فتراك اسبت جدا و تو را رها نمىكنم ، از تو دست بردار نيستم .
بيت 8 : تو را چنان كه تويى . . . : هر ديده قادر نيست تو را آن چنان كه تويى ببيند .
هركس به قدر فهم و دركش از تو بهرهمند مىشود . هر ديده جايگاه آن ماهپاره نيست .
بيت 9 : مسكنت : فقر و تنگدستى
كسى كه روى نياز بر خاك آستانت سايد ، عزيزترين فرد جهان خواهد شد .