غزل 282 [ ببرد از من قرار و طاقت و هوش ]
1 ببرد از من قرار و طاقت و هوش * بت سنگيندل سيمين بناگوش
2 نگارى چابكى شنگى كلهدار * ظريفى مهوشى تركى قباپوش
3 ز تاب آتش سوداى عشقش * بسان ديگ دايم مىزنم جوش
4 چو پيراهن شوم آسوده خاطر * گرش همچون قبا گيرم در آغوش
5 اگر پوسيده گردد استخوانم * نگردد مهرت از جانم فراموش
6 دل و دينم دل و دينم ببردهست * بر و دوشش بر و دوشش بر و دوش
7 دواى تو دواى توست حافظ * لب نوشش لب نوشش لب نوش