[ شرح ] غزل 281
بيت 1 : نوگل خندان : به استعاره دلدار زيبا و سرمست حسود چمن : چمن به حسود تشبيه شده كه در گلزار به گل حسد مىورزد . - خداوندا ! اين معشوق زيبا را كه به امانت به من سپردهاى ، از آسيب چشم زخم حسودان به تو مىسپارم .
بيت 2 : كوى وفا : وفا به كوى و محله تشبيه شده است . مرحله : مسافتى كه مسافر در يك روز طى مىكند . منظور طولانى بودن راه است . دور باد : دور باشد آفت دور فلك : صدمهى گردش روزگار . - خدايا ! دلدار بىوفاى مرا همواره از آفات و بلاها دور نگه دار .
بيت 3 : سلمى : معشوق ، نام زن زيبا طلعتى از ديار عرب كه مجازا معشوق معنى مىدهد . باد صبا : پيك عاشقان چشم دارم : انتظار و توقع دارم
اى باد صبا ، پيك عشاق ! پس از عرض سلام من به دلدار ، با احترام آن گيسوان مشكين سيهفام را نوازش كن و بوى خوش آن را در فضا پراكنده كن . مراقب باش گيسوان او را آشفته نكنى . چرا كه آنجا جايگاه دل عاشقان است .
رفتم بر آن نگار همچون مه نو * گفتم كه دلم پيش تو مانده به گرو
صد دل زخم طرهى هر مو افشاند * گفتا كه دلت بجوى و بردار و برو
« قصاب كاشانى »
بيت 4 : نافه : مادهاى خوشبو بيت 5 : عنبر : مادهاى خوشبو كه از شكم ماهى عنبر مىگيرند عنبرشكن : خوشبوتر از عنبر - اى باد صبا ! به دلدار بگو كه دل من همواره به تو وفادار بوده و از اين جهت براى خود حقى قايل است و بر توست كه آن را در چين و شكن گيسوانت به حرمت و عزت نگه دارى .
بيت 6 : در مقامى كه . . . : در محفلى كه به ياد لب نوشين او ، شراب مىنوشند ، فرومايه است آن مستى كه از خود بىخود نشود و هستى خود را از ياد نبرد ! و در فكر خويش باشد .
بيت 7 : عرض مال : ثروت و آبرو اين آب : به كنايه منظور « شراب » است و رفتن به ميخانه رخت به دريا فكنش : او را نابود و فانى شده فرض كن . - در اينجا ثروت و مقام به دست نمىآيد ، هر كسى كه اين راه را انتخاب كرد ، جز بىچارگى نصيبى نمىيابد .
ز راه ميكده ياران عنان بگردانيد * چرا كه حافظ از اين راه رفت و مفلس شد
بيت 8 : هر كه ترسد . . . : هركس كه از سختىهاى مسير عشقورزى بيم به دل راه دهد ، شيرينى غم عشق بر او حرام باد ! در راه عشقورزى يا بايد به وصال رسيد يا سر را نثار قدم يار كرد كه هر دو شيرين است . بيت 9 : بيت الغزل معرفت : شاه بيت عرفانى
اشعار حافظ ، شاه بيت عرفانى هستند ، آفرين بر دم گيرا و بلاغت فصاحت سخنش باد !