تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 469

مساهمون:

ص٤٦٩

[ شرح ] غزل 222

بيت 1 : كوى تو : اقامتگاه تو ملالت : افسردگى و اندوه خاطر نرود كارش . . . : كارش پيشرفت نمىكند هركس دست نياز به درگاهت دراز كند و نااميد برگردد ، در كارش پيشرفتى نمىكند و سرانجام شرمسار مىشود . بنابراين نبايد آدمى آن قدر سياه‌كار باشد كه عفو بىپايان تو شاملش نشود . بيت 2 : كاروان : قافله بدرقه : راهنما كاروانى كه رضايت و عنايت خداوندى راهنمايش باشد ، با شكوه و عزت طى طريق خواهد كرد و با شوكت و عظمت به مقصد خواهد رسيد . بيت 3 : سالك : رهرو ، اهل طريقت ضلالت : گمراهى سالك به نور راهنمايى و دستگيرى پير به كوى دوست راه مىيابد ، در غير اين صورت گمراه مىشود و به سرمنزل جانان نمىرسد . بيت 4 : بطالت : پوچى ، ولگردى بيت 5 : اى دليل دل . . . : اى راهنماى دل سرگشته و گم شده ! به خاطر خدا كمكم كن ، چرا كه هر آواره‌ى دور از وطنى كه راه را گم كرده باشد ، با راهنمايى مرشد و پير دليل ، راه به مقصد مىيابد . بيت 6 : مستورى : پاك‌دامنى ، ضد مستى مستى : گناه ، ضد پاك‌دامنى حكم دادگاه الهى درباره‌ى پاك‌دامنان و گناهكاران در روز رستاخيز صادر مىشود . هيچ‌كس نمىداند انسان در پايان زندگى با چه پرونده‌اى در مقابل قاضى عدل الهى ظاهر خواهد شد .
مكن به نامه‌سياهى ملامت من مست * كه آگه است كه تقدير بر سرش چه نوشت
بيت 7 : حافظ از چشمه‌ى . . . : حافظ ! از چشمه‌ى معرفت الهى جامى بنوش ( به سوى خدا برو ) ، باشد كه زنگ جهالت از لوح سينه‌ات زدوده شود .