[ شرح ] غزل 194
بيت 1 : سمنبويان : به استعاره ، دلبران زيبا پرىرويان : شاهدان صاحب جمال قرار : آرامش زيبارويان و صاحب جمالان هنگامى كه از راه مهر در مجلس حضور يابند ، غبار غم و اندوه را از سينهى حاضران مىزدايند و چون از در قهر و ستيز درآيند ، آرام و قرارى براى عاشقان نمىگذارند و همهى را نگران و اندوهگين مىكنند .
بيت 2 : فتراك : تسمهاى كه به عقب زين اسب وصل است و شكار يا اشياى ديگر را با بستن به آن حمل مىكنند ، به آن نخجيربند يا كمند هم گفتهاند . فتراك جفا : جفا به فتراك تشبيه شده است . - دلهايى را كه گرفتار عشق آنان است ستمگرانه به كمند جفا مىبندد و جان عشاق گرفتار در زنجير زلف خويش را با افشاندن گيسوان مشكين ، دون كمترين عنايتى پراكنده مىكنند و به دور مىريزند .
بيت 3 : به عمرى : منظور بيان مدت طولانى است نهال شوق : درخت اشتياق بنشانند : غرس كنند - پس از يك عمر اگر لحظهاى به ديدار ما بيايند ، بىدرنگ ما را ترك مىكنند و با اين ديدار مختصر ، نهال اشتياق را در دل ما مىكارند و بر عشق ما مىافزايند . بازار خويش و آتش ما تيز مىكنند !
بيت 4 : گوشهگيران : خلوتگزيدگان - اگر به اهميت و اعتبار سرشك خلوتگزيدگان پى ببرند ، در خواهند يافت كه هريك دانه اشك آنان ارزش معنوى يك مرواريد غلتان را دارد و نيز اگر از اثر دعاى سحر خيزان خلوتگزيده آگاه شوند ، هرگز در حق آنان بىمهرى روا نخواهند داشت .
بيت 5 : لعل رمّانى : از سنگهاى قيمتى به رنگ سرخ ، بهترين و قرمزترين آن لعل رمان است كه در اين بيت اشك خونين عاشق به لعل رمّانى سرخفام تشبيه شده است .
هنگامى كه دلبران زيبا خنده بر لب مىآورند ، از شدت شوق اشك خونين از ديدگانم ، سرازير مىشود و وقتى به چهرهى زردم بنگرند ، از راز نهان عشقم آگاه مىشوند .
بيت 6 : سهل : آسان درمان : معالجه درماندن : درمانده و عاجز - كسانى كه تصور مىكنند درد لاعلاج عشق درمانپذير است ، سخت در اشتباهاند و پس از مدتها مجاهدت در اين راه ، درمانده و عاجز مىشوند . ( درمان و درمان : جناس )
اشك خونين بنمودم به طبيبان گفتند * درد عشق است و جگرسوز دوايى دارد
« حافظ »
بيت 7 : منصور : حسين بن منصور حلاج بر : ميوه ، ثمر بر دار : ثمر دار ، مفيد به حال جامعه دار : طنابى كه با آن اشخاص را حلقهآويز مىكنند . - اشخاصى كه مانند حسين بن منصور حلاج براى احقاق حق مظلومان با ظالمان در مىافتند و مفيد به حال جامعهاند ، به دار آويخته مىشوند و به وصال معبود مىرسند ولى حافظ از اين نعمت بىبهره است . ( بردار و بردار :
جناس )
بيت 8 : حضرت : آستان ، درگاه
چون مشتاقان روى نياز به آستان جانان بسايند ، دلبران با ناز و عشوه و استهزا به آنان گوشزد مىكنند كه بيهوده در فكر درمان درد بىدرمان عاشقىاند !