تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 410

مساهمون:

ص٤١٠

غزل 193 [ در نظربازى ما بىخبران حيرانند ]

1 در نظربازى ما بىخبران حيرانند * من چنينم كه نمودم دگر ايشان دانند
2 عاقلان نقطه‌ى پرگار وجودند ولى * عشق داند كه در اين دايره سرگردانند
3 جلوه‌گاه رخ او ديده‌ى من تنها نيست * ماه و خورشيد همين آينه مىگردانند
4 عهد ما با لب شيرين‌دهنان بست خدا * ما همه بنده و اين قوم خداوندانند
5 مفلسانيم و هواى مى و مطرب داريم * آه اگر خرقه‌ى پشمين به گرو نستانند
6 وصل خورشيد به شب‌پره‌ى اعمى نرسد * كه در آن آينه صاحب‌نظران حيرانند
7 لاف عشق و گله از يار زهى لاف دروغ * عشق‌بازان چنين مستحق هجرانند
8 مگرم چشم سياه تو بياموزد كار * ورنه مستورى و مستى همه‌كس نتوانند
9 گر به نزهتگه ارواح برد بوى تو باد * عقل و جان گوهر هستى به نثار افشانند
10 زاهد ار رندى حافظ نكند فهم چه شد * ديو بگريزد از آن قوم كه قرآن خوانند
11 گر شوند آگه از انديشه‌ى ما مغ‌بچگان * بعد از اين خرقه‌ى صوفى به گرو نستانند