غزل 174 [ مژده اى دل كه دگر باد صبا بازآمد ]
1 مژده اى دل كه دگر باد صبا بازآمد * هدهد خوشخبر از طرف سبا بازآمد
2 بركش اى مرغ سحر نغمهى داودى باز * كه سليمان گل از باد هوا بازآمد
3 عارفى كو كه كند فهم زبان سوسن * تا بپرسد كه چرا رفت و چرا بازآمد
4 مردمى كرد و كرم لطف خداداد به من * كان بت ماهرخ از راه وفا بازآمد
5 لاله بوى مى نوشين بشنيد از دم صبح * داغ دل بود به اميد دوا بازآمد
6 چشم من در ره اين قافلهى راه بماند * تا به گوش دلم آواز درا بازآمد
7 گرچه حافظ در رنجش زد و پيمان بشكست * لطف او بين كه به لطف از در ما بازآمد