تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 349

مساهمون:

ص٣٤٩

[ شرح ] غزل 162

بيت 1 : خوش آمد گل : گل شادمانى آورد وزان : و از آن ساغر : جام مى گل در فصل بهاران زينت‌بخش باغ و شادىافزاى گلزار و چمن گرديده است . اين شادمانى زمانى به حد دلخواه مىرسد كه گل با ساغر باده همراه گردد .
گل بىرخ يار خوش نباشد * بىباده بهار خوش نباشد
« حافظ »
مى اكنون لعل تر گردد كه گل رخسار بنمايد * گل و مى را تو پندارى كه يك مادر همىزايد
« فرخى سيستانى » بيت 2 : زمان خوش‌دلى درياب . . . : ايام خوشى را غنيمت بشمار و مانند مرواريد عزيز بدار . آگاه باش كه هميشه زمان به كام تو نخواهد بود و همواره گوهر مرادت را در صدف روزگار نخواهى يافت . « مراد » به گوهر و « روزگار » به صدف مرواريد تشبيه شده است . بيت 3 : غنيمت دان . . . : عمر گل كوتاه است و از صفاى گلستان ، حد اكثر بهره را ببر . بيت 4 : ايا : اى كسى كه اى كسى كه جام زرينت را پر از باده‌ى لعل‌فام كرده‌اى بر تهيدستان نيز رحمتى آور .
اى نور چشم من سخنى هست گوش كن * چون ساغرت پر است بنوشان و نوش كن
بيت 5 : خُم‌خانه‌ى ما : ميكده‌ى ما كوثر : نام چشمه‌ى آب گوارايى است در بهشت بيت 6 : بشوى اوراق . . . : اگر مىخواهى با ما همدرس و هم‌مكتب و مسلك شوى ، كتب دروس اكتسابىات را با آب بشوى و از بين ببر ، زيرا علم عشق در هيچ كتابى نيست . عشق علم حال و معرفت است ، نه قيل و قال و بحث مدرسه .
علت عاشق ز علت‌ها جداست * عشق اسطرلاب اسرار خداست
« مولانا » بيت 7 : ز من بنيوش : از من بشنو شاهد : زيباروى از من بشنو و دل به دلدار زيبارويى ببند كه براى زيبا شدنش نيازى به آرايش و زيورآلات نداشته باشد . بيت 8 : خمارى : حالت كسالت و سر درد پس از نوشيدن شراب بيت 9 : سلطان اويس : يكى از سلاطين آل مظفر بيت 10 : به تاج عالم آرايش . . . : به تاج سلطنت اويس كه زينت‌بخش جهان است سوگند ، كه خورشيد لياقت داشتن آن تاج را ندارد . شاعر براى سلطان اويس چنان شكوهى قائل شده است كه خورشيد با همه‌ى ابهت و دلارايى ، قابليت آن را ندارد كه نگينى از تاج سلطنت سلطان باشد . بيت 11 : نظم : شعر لطف : قريحه‌ى شاعرانه گوهر : ذات و طبيعت
ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 349 | شمس الدين حافظ