[ شرح ] غزل 112
بيت 1 : آن كه : آن خداوندى كه
بيت 2 : تطاول : درازدستى ، ستم و ظلم داد كسى را دادن : به فرياد كسى رسيدن و به عدل حكم كردن
بيت 3 : طمع بريدن : قطع اميد كردن عنان : اختيار دل شيدا : دل عاشق فرهاد و شيرين : دربارهى داستان عشقى شيرين و فرهاد مراجعه شود به زير نويس غزل 54 .
بيت 4 : كنج : گوشه
بيت 5 : كاوين : مهريهى عروس
هركس با عروس جهان پيوند وصال بست ، عمر عزيزش را بابت كاوين او پرداخت كرد و زندگىاش نابود شد .
بيت 7 : خواجه قوام الدين : وزير شاه ابو اسحاق كه مريد حافظ بوده است . داد : فرياد در كاربرد « داد » در بيت دوم غزل و نيز در بيت پايانى ، آرايهى لفظى « جناس » به كار رفته است .