[ شرح ] غزل 108
بيت 1 : خسروا : شاها گوى : توپ ، در اينجا منظور توپ بازى چوگان است . گوى فلك : « فلك » به گوى بازى چوگان تشبيه شده است . چوگان : ميله سر كج گوىزنى ، در بازى چوگان ساحت كون و مكان : عرصهى پهناور دنياى هستى ( جهان هستى ) جولانگاه بازى چوگان تو باشد .
بيت 2 : خاتون : بانوى عالىنسب خاتون ظفر : ملكهى پيروزى . « پيروزى » به « خاتون » تشبيه شده است . شيفته : عاشق ، شيدا پرچم : درفش ، بيرق ، رايت
زلف ملكهى پيروزى ، عاشق پرچم فتح و غلبه است . اميد است كه پيروزى دائمى از آن تو باشد .
بيت 3 : عطارد : نزديكترين سياره به خورشيد كه آن را دبير فلك ناميدهاند . عقل كل :
جبرئيل چاكر : نوكر طغراكش : مهردار سلطنتى
اى كسى كه نوشتههاى عطارد ( دبير فلك ) ، همه در توصيف عظمت توست ! عقل كل ( جبرئيل ) فرمانبردار تو باد .
بيت 4 : طيره : خفت و خوارى جلوهى طوبى : خودنمايى درخت بهشتى خلد برين : بهشت اعلا
اندام زيباى تو درخت بهشتى را شرمسار كرد و از جلوه افكند و فضاى دلانگيز گلستانت موجب حسد خلد برين شد . « * »
بيت 5 : عالم امر : جهان و عالم ملكوت كه به فرمان الهى به وجود آمده است ، تحت فرمان تو باشد . ( « غلو » بيش از حد و ناپسند )
هامش
* در مصراع اول « شاه شجاع » مورد خطاب است و مصراع دوم ، توصيف « باغ ارم » شيراز است كه به فرمان شاه شجاع به تقليد باغ ارم شداد ساخته شد . ( به زيرنويس غزل 81 مراجعه شود . )