غزل 108 [ خسروا گوى فلك در خم چوگان تو باد ]
1 خسروا گوى فلك در خم چوگان تو باد * ساحت كون و مكان عرصهى ميدان تو باد
2 زلف خاتون ظفر شيفتهى پرچم توست * ديدهى فتح ابد عاشق جولان تو باد
3 اى كه انشاء عطارد صفت شوكت توست * عقل كل چاكر طغراكش ديوان تو باد
4 طيرهى جلوه طوبى قد چون سرو تو شد * غيرت خلد برين ساحت بستان تو باد
5 نه به تنها حيوانات و نباتات و جماد * هر چه در عالم امر است به فرمان تو باد