تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤

غزل 110 [ پيرانه‌سرم عشق جوانى به سر افتاد ]

1 پيرانه‌سرم عشق جوانى به سر افتاد * وان راز كه در دل بنهفتم به در افتاد
2 از راه نظر مرغ دلم گشت هواگير * اى ديده نگه كن كه به دام كه درافتاد
3 دردا كه از آن آهوى مشكين سيه‌چشم * چون نافه بسى خون دلم در جگر افتاد
4 از رهگذر خاك سر كوى شما بود * هر نافه كه در دست نسيم سحر افتاد
5 مژگان تو تا تيغ جهان‌گير برآورد * بس كشته‌ى دل‌زنده كه بر يكدگر افتاد
6 بس تجربه كرديم در اين دير مكافات * با دُردكشان هر كه در افتاد برافتاد
7 گر جان بدهد سنگ سيه لعل نگردد * با طينت اصلى چه كند بدگهر افتاد
8 حافظ كه سر زلف بتان دست كشش بود * بس طرفه حريفى است كش اكنون به سر افتاد
ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 244 | شمس الدين حافظ