[ شرح ] غزل 106
بيت 1 : ناز : نوازش وجود نازكت : بدن لطيفت آزردهء گزند مباد : دچار رنج نباشد
بيت 2 : سلامت : امنيت آفاق : سراسر گيتى عارضه : بيمارى
بيت 3 : دژم : نژند ، افسرده و غمگين
زيبايى و جمال ظاهر و كمال باطن ، در پناه صحت و سلامت توست .
بيت 4 : در اين چمن : منظور روزگار است .
هنگامى كه لشكر خزان و پاييز در چمن گيتى به غارتگرى مىآيد ، اميد است كه راه او به سوى قامت رعناى همچون سرو تو مسدود شود و نتواند به تو آسيبى برساند . ( منظور پاييز و خزان زندگى است . )
بيت 5 : در آن بساط . . . : انشاءالله هنگامى كه زيبايى تو به جلوه در مىآيد ، فرصتى براى عيبجويى حسودان و بدانديشان نباشد .
بيت 6 : سپند : اسپند ، اسفند ، دانههاى ريز و سياهى كه براى جلوگيرى از چشم زخم در مجمر ( آتشدان ) ريزند و بوى آن را بعضى مىپسندند .
هر كسى كه جمال تو را به چشم حسد و بخل نگاه كند ، جانش در آتش خشم تو سپندوار به آتش كشيده شود . ( نوعى نفرين )
بيت 7 : كه حاجتت به . . . : در طب سنتى مخصوصا در شيراز ، براى درمان دلدرد و پايين بودن فشار خون ، به بيمار قندآب يا قنداغ مىدهند و به آن قدرى گلاب هم اضافه مىكنند .
قند آميخته با گل نه علاج دل ماست * بوسهاى چند بياميز به دشنامى چند !
« حافظ »