تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 214

مساهمون:

ص٢١٤

غزل 95 [ مدامم مست مىدارد نسيم جعد گيسويت ]

1 مدامم مست مىدارد نسيم جعد گيسويت * خرابم مىكند هر دم فريب چشم جادويت
2 پس از چندين شكيبايى شبى يا رب توان ديدن * كه شمع ديده افروزيم بر محراب ابرويت
3 سواد لوح بينش را عزيز از بهر آن دارم * كه جان را نسخه‌اى باشد ز لوح خال هندويت
4 تو گر خواهى كه جاويدان جهان يكسر بيارايى * صبا را گو كه بردارد زمانى بُرقَع از رويت
5 و گر رسم فنا خواهى كه از عالم براندازى * برافشان تا فروريزد هزاران جان ز هر مويت
6 من و باد صبا مسكين دو سرگردان بىحاصل * من از افسون چشمم مست و او از بوى گيسويت
7 زهى همت كه حافظ راست از دنيى و از عقبى * نيايد هيچ در چشمش به جز خاك سر كويت