[ شرح ] غزل 90
بيت 1 : هدهد : پرندهى كوچكى است كه او را شانهبهسر و پوپك هم گفتهاند و در خوشخبرى مثل است و به پيك عشق حضرت سليمان ( ع ) مشهور . هدهد صبا : باد صبا ، « پيك عاشقان » به « هدهد » تشبيه شده است . سبا : شهرى در كشور يمن كه « بلقيس » ، معشوق حضرت سليمان ( ع ) ملكهى آن بود و بعدها به همسرى او درآمد .
بيت 2 : طايرى : پرندهاى خاكدان غم : كلبهى غم و اندوه ( سراى عاشق ) آشيان وفا :
كوى معشوق ، منزل « بلقيس »
بيت 3 : قرب و بعد : نزديكى و دورى در راه عشق . . . : عشق ، نزديكى و دورى نمىشناسد .
معرفت قديم را بَعد حجاب كى شود * گرچه به شخص غايبى در نظرى مقابلم
« سعدى »
بيت 4 : صحبت : همنشينى ، مصاحبت شمال و صبا : بادى كه از شمال وزد و نسيمى كه از شرق آيد . « * »
از هر كرانه تير دعا كردهام روان * باشد كز آن ميانه يكى كارگر شود
« حافظ »
بيت 5 : نوا : گروگان - تا لشكر غم عشق تو خانهى دل مرا ويران نكند ، جانم را به گروگان به نزدت مىفرستم .
بيت 7 : صنع خدا : هنرنمايى خدا تفرج : تماشا در روى خود . . . : هنرنمايى خداوند را كه موجودى به اين زيبايى آفريده است ، در چهرهى خود تماشا كن .
روى تو مگر آينه لطف الهى است * حقا كه چنين است و در اين روى ريا نيست
« حافظ »
بيت 8 : قول : نغمهسرايى ، ترانه نوا : نام نغمهاى است ، يكى از الحان موسيقى
بيت 9 : هاتف غيب : جبرئيل امين
بيت 10 : اسب و قبا مىفرستمت . . . : در قديم رسم بر اين بوده كه هرگاه بزرگان كسى را به مجلس خود مىخواندهاند ، براى او يك اسب و يك دست لباس ( قبا ) مىفرستادهاند .
هامش
* در شيراز و بوشهر هر نسيم خنكى كه از ارتفاعات شرق بوزد به نسيم شمال معروف است . اين اصطلاح حتى در شهر مقدس قم هم شهرت دارد و به هر نسيم خنك ، شمال مىگويند .