تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠

غزل 88 [ شنيده‌ام سخنى خوش كه پير كنعان گفت ]

1 شنيده‌ام سخنى خوش كه پير كنعان گفت * فراغ يار نه آن مىكند كه بتوان گفت
2 حديث هول قيامت كه گفت واعظ شهر * كنايتى است كه از روزگار هجران گفت
3 نشان يار سفر كرده از كه پرسم باز * كه هر چه گفت بريد صبا پريشان گفت
4 فغان كه آن مه نامهربان مهر گسل * به ترك صحبت ياران خود چه آسان گفت
5 من و مقام رضا بعد از اين و شكر رقيب * كه دل به درد تو خو كرد و ترك درمان گفت
6 غم كهن به مى سالخورده دفع كنيد * كه تخم خوش‌دلى اين است پير دهقان گفت
7 گره به باد مزن گرچه بر مراد رود * كه اين سخن به مَثَل باد با سليمان گفت
8 به مهلتى كه سپهرت دهد ز راه مرو * تو را كه گفت اين زال ترك دستان گفت
9 مزن ز چون و چرا دم كه بنده‌ى مقبل * قبول كرد به جان هر سخن كه جانان گفت
10 كه گفت حافظ از انديشه‌ى تو آمد باز * من اين نگفته‌ام آن‌كس كه گفت بهتان گفت