تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧

[ شرح ] غزل 76

بيت 1 : آستان : درگاه حواله‌گاه : مرجع و پناهگاه بيت 2 : تيغ : شمشير سپر انداختن : تسليم شدن اگر دشمن به قصد كشتن من شمشير بكشد ، من تسليم مىشوم و با شمشير پاسخ نمىدهم ، چه شمشير ما همان آه سحرگاهى ماست كه از هر تيرى برنده‌تر است . بيت 3 : خرابات : ميكده كز اين به ام : كه از خرابات بهتر ، مكانى سراغ ندارم . بيت 4 : زمانه گر بزند آتشم . . . : اگر روزگار خرمن عمر مرا به آتش بكشد ، بگو بسوزاند كه نزد من اين عمر كوتاه به اندازه‌ى پر كاهى ارزش ندارد . بيت 5 : نرگس : گلى زيبا ، به استعاره « چشم مست و فتان » بيت 5 : جماش : دل‌فريب ، افسون‌گر سهى سرو : درخت سرو بلند ، به كنايه « معشوق سروقد » شراب غرور : مست شراب غرور و زيبايى غلام چشمان آن دلدار بلندبالائى هستم كه مست از شراب غرور زيبايى است و به هيچ‌كس عنايتى و التفاتى ندارد . بيت 6 : شريعت : سنت ، مذهب ، آيين بيت 7 : عنان كشيده رو : آهسته‌تر برو پادشاه كشور حسن : سرآمد زيبايان جهان كه نيست بر سر راهى . . . : كه در تمام راه‌ها كسى هست كه به دادخواهى ايستاده باشد . اى پادشاه كشور حسن ! آهسته‌تر بران زيرا كه در سر راهت دادخواهانى ايستاده‌اند ، به اميد اين كه تو فريادرس آنان باشى . بيت 8 : چنين كه از همه سو . . . : اين چنين كه در همه طرف دام گسترده شده ، جز پناه بردن به كمند زلف او پناهگاه ديگرى ندارم . بيت 9 : خزينه دل حافظ . . . : دل حافظ را كه گنج محبت توست ، به دست زلف و خال سياهت مسپار ، كه حفاظت چنين گنج گران‌قيمتى كار هر زنگى سياهى نيست . « زلف » و « خال سياه » در مصراع اول و « سياه » در مصراع دوم « تناسب » است . توضيح : در زمان قديم سياه‌پوستان مقيم شيراز را به كارهاى پست مىگماشتند .