[ شرح ] غزل 75
بيت 1 : نرگس : نوعى گل زيبا ، به استعاره « چشم » فتان : دلفريب نرگس فتان :
چشم دلفريب و زيبا بىچيزى نيست : بىدليل نيست خواب آن نرگس فتان . . . :
منظور اين است كه مىخواهى من را جواب كنى . ( شرح سودى )
ببستى چشم يعنى وقت خواب است * نه خواب است اين حريفان را جواب است
« مولانا »
تاب آن زلف . . . : پيچ و تاب زلف پريشان تو هم بىدليل نيست ، دامى است براى به كمند كشيدن دل عاشقانت .
بيت 2 : اين شكر : لبان محبوب نمكدان : دهان مليح و بانمك محبوب از لبت شير روان بود . . . : طفل بودى كه من پيشبينى كردم اين لبان شكرين بر اطراف آن دهان مليح ، بر حسن و ملاحت تو مىافزايد .
بيت 3 : جان درازى تو باد : عمرت طولانى باد ناوك : تيرى كه با كمان انداخته شده ، « پيكان » ، به كنايه « مژگان چشم محبوب » كمان : به استعاره ابروى كمانى شكل محبوب عمرت طولانى باد ، اگر چه اطمينان دارم كه ناوك مژگان تو در كمان ابروانت قصد هلاك مرا دارند .
بيت 4 : مبتلايى به غم : اى دل به غم فراق دچارى و ناله و زارى مىكنى ، حق دارى .
بيت 5 : دوش باد . . . : شكوفايى گل ، در اثر نسيم كوى يار است .
بيت 6 : درد عشق ار چه . . . : حافظ ! اگرچه درد عشقت را از مردم پنهان مىكنى ، اما گريه رازت را فاش مىكند .