تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨

غزل 62 [ مرحبا اى پيك مشتاقان بده پيغام دوست ]

1 مرحبا اى پيك مشتاقان بده پيغام دوست * تا كنم جان از سر رغبت فداى نام دوست
2 واله و شيداست دايم همچو بلبل در قفس * طوطى طبعم ز عشق شكّر و بادام دوست
3 زلف او دام است و خالش دانه‌ى آن دام و من * بر اميد دانه‌اى افتاده‌ام در دام دوست
4 سر ز مستى بر نگيرد تا به صبح روز حشر * هر كه چون من در ازل يك جرعه خورد از جام دوست
5 بس نگويم شمه‌اى از شرح شوق خود از آنك * دردسر باشد نمودن بيش از اين ابرام دوست
6 گر دهد دستم كشم در ديده همچون توتيا * خاك راهى كان مُشَرف گردد از اقدام دوست
7 ميل من سوى وصال و قصد او سوى فراق * ترك كام خود گرفتم تا برآيد كام دوست
8 حافظ اندر درد او مىسوز و بىدرمان بساز * زان كه درمانى ندارد درد بىآرام دوست