[ شرح ] غزل 48
بيت 1 : عارف از پرتو مى : عارف از لمعهى شراب معرفت الهى به اسرار غيبى و رازهاى نهانى پى برد . ( شراب معرفت : حالت قرب و توجه و بىخودى ) گوهر : ماهيت لعل : سنگى سرخفام مانند ياقوت به كنايه شراب ( در اينجا منظور از لعل ، مىاى است كه در مصراع اول آمده . )
بيت 2 : مجموعهى گل : گلستان
بيت 3 : كار افتاده : مجرّب عرضه كردن : ارائه كردن
بيت 4 : آن شد : گذشت آن زمان ابناى عوام : مردمانديشم : نگران باشم محتسب نيز . . . : مأمور نهى از منكر نيز از موضوع مى خوردن من با خبر است .
بيت 5 : مصلحت وقت نديد : صلاح ندانست
بيت 6 : يمن نظر : مباركى نگاه باد يمانى : بادى كه از كشور يمن مىوزد . اشارهاى است به فرمايش حضرت رسول اكرم ( ص ) درباره « اويس قرنى » اهل يمن كه او بدون زيارت حضرت رسول به اسلام ايمان آورد . پيامبر در اين باره فرمودند : « بوى رحمان از يمن مىشنوم »
هركس مانند حضرت رسول ( ص ) از باد يمانى بوى رحمانى و عنايت الهى بشنود ، مىتواند به يمن نظر سنگ و گل را به لعل و عقيق تبديل كند .
بيت 7 : اى كسى كه مىخواهى از طريق عقل عشق را بياموزى ، تصور مىكنم از اين راه به مقصود نرسى ، زيرا عشق و عقل با هم سازگار نيستند . حديث معارضه عقل و عشق از مضامين كهن و شايع عرفانى است .
صحبت عشق و خرد ساز نگردد هرگز * بلبل و جغد هم آواز نگردد هرگز
« صائب » بيت 9 : آصف ثانى : منظور « خواجه جلال الدين تورانشاه » ، وزير شاه شجاع است يا قوام الدين محمد صاحب عيار كه او هم يكى از وزيران شاه شجاع بوده است .