[ شرح ] غزل 47
بيت 1 : ميكده : آنجا كه سالك ، مست بادهى معنويت و از خود بىخود مىشود .
سالك : آن كه طريقت سير و سلوك بپيمايد و به تعلقات دنيوى دل نبندد و با ارشاد مرشد ، راه حق بپيمايد . سالك را اهل طريقت گويند . انديشه تبه : فكر باطل
بيت 2 : افسر : تاج رندى : وارستگى ، ترك تعلقات و تعينات دنيا كردن سرفرازى : سربلندى ، افتخار كله : افسر رندى ( تاج )
بيت 3 : جام مى : حالت قرب و توجه ز فيض جام مى . . . : به كمك جام مى به اسرار ميكده پى مىبرد .
بيت 4 : خط ساغر : هفت خط جام
هفت خط داشت جام جمشيدى * هر يكى در صفا چو آيينه
جور و بغداد و بصره و ازرق * اشك و كاسهگر و فرودينه
« قائم مقام فراهانى »
خوشگذرانان و شرابخواران راز دو عالم را از خط ساغر خواندهاند و مىتوانند با نگاه به خاك راه ، از رموز جام كه همان خاك شدن جم و جامش است ، آگاه شوند و از نقش خاك به بىوفايى دنيا پى ببرند .
بيت 5 : طاعت : عبادت ، فرمانبردارى . - به جز روش عبادت ديوانگان عشق ، فرمانبردارى به طريق ديگر را از ما توقع نداشته باش ، زيرا مرشد ما « عاقلى » را گناه مىداند .
بيت 6 : نرگس : گلى زيبا ، به استعاره چشم دلدار امان نخواست به جان : براى حفظ جانش تقاضاى بخشش نكرد . ترك دلسيه : معشوق زيباى بىرحم
دلم براى حفظ جانش از چشم زيباى ساقى تقاضاى بخشش نكرد ، زيرا از شيوه و روش آن دلسياه بىرحم اطلاع داشت .
بيت 7 : كوكب طالع : ستارهى اقبال ( ر . ك به بيت 5 غزل 45 ) ناهيد ديد و مه دانست : آن قدر گريستم كه هم سياره ناهيد ( زهره ) آگاه شد و هم ماه .
بيت 8 : حديث حافظ و . . . : از موضوع شراب خوردن پنهانى حافظ ، مأمور نهى از منكر و داروغه كه آگاه شدند هيچ ، خود شاه نيز آگاه شد .
بيت 9 : نه رواق سپهر : نه آسمان فلك ، نه طاق مينا نمونهاى ز خم طاق بارگه . . . : نه آسمان فلك در مقابل كاخ سلطنتى شاه ، انحنايى از طاق بارگاه اوست .