تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧

[ شرح ] غزل 41

بيت 1 : فرح‌بخش : شادىآفرين گل‌بيز : گل‌افشان به بانگ چنگ مخور مى : محرمانه شراب بنوش ، بدون سر و صدا و ساز و آواز . محتسب : مأمور نهى از منكر ، در اينجا منظور امير مبارز الدين ، پادشاه سفاك شيراز است كه شيرازيان او را « شاه محتسب » لقب داده بودند . تيز است : هم به معنى زيرك است و هم به معنى عرّ و تيز الاغ ، بادى كه از الاغ خارج مىشود كه در اين بيت « ايهام بعيد » مد نظر است . شايد توهينى است به محتسب كه آن هم اشاره است . امير مبارز الدين ، نخستين پادشاه آل مظفر كه بعد از شيخ ابو اسحاق اينجو به سلطنت شيراز رسيد و ظلم بسيار كرد و هدف تنفر حافظ و مردم شيراز بوده است . ( مىگويند اين پادشاه ظالم در حدود يك هزار نفر را به دست خود به قتل رساند . ) بيت 2 : صراحى : تنگ شراب ، آوند حريف : دوست هم‌پياله به عقل نوش : عاقلانه بنوش .
آن دم كه تهى شود صراحى * به فروش به جرعه‌اى جهان را
« عطار » بيت 3 : مرقع : پاره پاره آستين مرقع : منظور آستين خرقه‌ى درويشان است كه از چند پاره درست مىشده است . « * » همچو چشم صراحى : مانند دهانه‌ى تنگ شراب ، « دهانه‌ى تنگ شراب » به « چشم صراحى » تشبيه شده است . - جام شراب را در آستين خرقه‌ات پنهان كن تا مبادا گرفتار شوى . چرا كه ايام مانند چشم صراحى ( دهانه‌ى صراحى ) كه از آن شراب سرخ ( خون رز ) مىچكد ، در كار خون‌ريزى است . بيت 4 : به آب ديده . . . : با اشك چشم لباس آلوده به شراب را پاك كنيم . ورع و پرهيز : زهد و تقوا - حالا كه ورع و زهد تحميل شده است ، خرقه‌هاى آلوده به مى خودمان را بايد با اشك چشم تطهير كنيم . اين بيت داراى طنز است ، چون هميشه حافظ خرقه‌ى آلوده به ريا را با مى تطهير مىكند . بيت 5 : كه صاف اين سر خم . . . : شراب صاف اين خم همه ناصاف است . انتظار زندگى راحت از روزگار نداشته باش ، چرا كه باده‌ى صاف خم فلك همه ناصاف و درد است و پر از غم و اندوه . بيت 6 : پرويزن : غربال ، فلك مانند غربالى است كه از آن خون مىچكد و از سوراخ‌هاى اين غربال ، سر انوشيروان‌ها و تاج خسرو پرويزها بيرون مىآيد . منظور بىثباتى و بىوفايى روزگار است . بيت 7 : عراق : در اشعار حافظ ، منظور از عراق « اصفهان » است . حافظ در تمام عمر به عراق سفر نكرده است .
هامش
* آستين خرقه ، گشاد و داراى جيب‌هاى جا دارى بوده كه در آن كتاب ، يا شيشه‌ى شراب و . . . را مخفى مىكرده‌اند .