غزل 43 [ صحن بستان ذوقبخش و صحبت ياران خوش است ]
1 صحن بستان ذوقبخش و صحبت ياران خوش است * وقت گل خوش باد كز وى وقت مىخواران خوش است
2 از صبا هر دم مشام جان ما خوش مىشود * آرى آرى طيب انفاس هواداران خوش است
3 ناگشوده گل نقاب آهنگ رحلت ساز كرد * ناله كن بلبل كه گلبانگ دلافگاران خوش است
4 مرغ خوشخوان را بشارت باد كاندر راه عشق * دوست را با نالهى شبهاى بيداران خوش است
5 نيست در بازار عالم خوشدلى ور زان كه هست * شيوهى رندى و خوشباشى عياران خوش است
6 از زبان سوسنِ آزادهام آمد به گوش * كاندر اين دير كهن كار سبكباران خوش است
7 حافظا ترك جهان گفتن طريق خوشدلى است * تا نپندارى كه احوال جهانداران خوش است