تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 1028

مساهمون:

ص١٠٢٨
1 بده ساقى مى ، كه تا دم زنيم * قلم بر سر هر دو عالم زنيم
2 سبك باش رطل گرانم بده * و گر فاش نتوان نهانم بده
3 كه اين چرخ و اين انجَمِ آبنوس * بسى ياد دارد چو بهرام و توس
4 كسى كاو زدى طبل بر پشت پيل * زدندش به ناكام طبلِ رحيل
5 جز اين مركز هفت پرگار نيست * جز اين هفت پرگار پَر كار نيست
6 تو در خانه‌ى ششدرى ششدرى * گرو مانده تا بنگرى بگذرى « 1 »
7 بر ايوانِ شش‌طاقِ خضرا نشين * به منزلگه جان ، نشيمن گزين
8 بده ساقى آن آب آتش‌فشان * از آن پيش كز ما نيابى نشان
9 كه در آتش است اين دل روشنم * همانا كه آبى بر آتش زنم
10 كه فيروزه فرّخ منوچهرچهر * شنيدم كه در عهد بوذرجمهر
11 نوشته است بر جام نوشيروان * كه بفزاى از جام نوشين روان
12 اگر پور زالى و گر پير زال * به دستان نمانى شوى پايمال
13 ز من بشنو اى پير آموزگار * مكن تكيه بر گردش روزگار
14 كه اين منزل درد و جاى غم است * در اين دامگه شادمانى كم است
15 بده ساقى آن لعلِ ياقوت رنگ * كه بَرد از رخ لعل و ياقوت ، زنگ
16 روان در ده آن مى چو آب‌روان * نه آبِ روان كآفتابِ روان
17 شهانى كه اينجا نشستند شاد * برفتند و از كس نكردند ياد
18 كدام است جام جم ؟ و جم كجاست ؟ * سليمان كجا رفت ؟ و خاتم كجاست ؟
19 كه مىداند از فيلسوفان حىّ * كه جمشيد كى بود ؟ و كاووس كى ؟
20 چو سوى عدم گام برداشتند * در اين بقعه جز نام نگذاشتند
21 چه بندى دل اندر سپنجى سراى ؟ * كه چون بگذرى بازماند به جاى
22 در آن ، بستنِ دل ز ديوانگى است * به دو آشنايى ز بيگانگى است
23 در اين دار شش‌در نيابى تو كام * مَجالِ مَجال و مَقامِ مَقام
24 برو طى كن اين هفت طومار را * قلم دركش اين هفت پرگار را
25 بده ساقى آن آب آتش خواص * كز آن بلكه يابم ز آتش خلاص
هامش
( 1 ) بيت 6 : شش‌در : چنان كه بعضى نوشته‌اند ، كنايه از جايى است كه رهايى از آن دشوار باشد و مجازا به معنى حيوان و عاجز مانده و شش‌در در حقيقت شش خانه است كه در بازى نرد مىباشد ( داور ) .
ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 1028 | شمس الدين حافظ