[ شرح ] غزل 486
بيت 1 : سرو : درختى هميشه سبز و بلند گلبانگ : صدا و آواز بلند و رساى بلبل گلبانگ پهلوى : لحن و آواز پهلوى پهلوى : لحنى از الحان موسيقى كه لحنى موزون در موسيقى است . مقامات معنوى : سرود عرفانى و معنوى
بيت 2 : آتش موسى نمود گل : اشارهاى است به آتش درختى در وادى « طوى » كه حضرت موسى ( ع ) از آن درخت نداى حق تعالى را شنيد . نكتهى توحيد : آواى دلانگيز و روحپرور يگانگى خداوند
ديشب ، بلبل از بالاى درخت سرو با آهنگ رسا و لحن پهلوى ، سرود عرفانى عشق را سر داده بود و مىگفت : « بياييد آتشى را كه در وادى طوى ( ايمن ) بر حضرت موسى ( ع ) نمايان شد ، ببينيد تا شما هم از آن آتش بهرهمند شويد و نداى توحيد را بشنويد . »
موسيى نيست كه تا بانگ انا الحق شنود * ورنه اين زمزمه در هر شجرى نيست كه نيست
« حاج ملا هادى سبزوارى »
بيت 3 : قافيهسنج : شاعر خواجه : آقا
مرغان باغ ، شعر مىگويند و سرود مىخوانند و بذلهگويى مىكنند تا تو به آهنگ و نواى پهلوى ، شراب بنوشى . آيا قدر اين همه نعمت را مىدانى و شكرگزار هستى ؟
بيت 4 : جمشيد : نام يكى از پادشاهان با عظمت عهد باستان جام : جام جم ( جمشيد ) زنهار : به هوش باش . - جمشيد با آن همه عظمت فقط افسانهى جام جم را به دنبال خود برد ؛ به هوش باش كه به مال و مقام دنيا دل نبندى .
بيت 5 : انفاس عيسوى : اشارهاى است به معجزهى حضرت عيسى ( ع ) كه مردگان را زنده مىكرد . - از بخت بد به اين قصهء عجيب گوش كنيد ؛ دلدار با همان انفاس عيسوى خود كه به مردگان جان مىبخشيد ، ما را كه عاشقان دلباختهى او بوديم نابود كرد .
بيت 6 : خوش وقت . . . : خوشا وقت آن گدايى كه در بستر حصيرى به خواب ناز امن فرومىرود كه هرگز چنين سعادتى نصيب پادشاهان نمىشود .
بيت 7 : چشمت به . . . : اميد است كه هيچوقت خمار نباشى . ان شاء اللّه هميشه جامت پر از شراب ناب باشد .
بيت 8 : كشته : كاشتهشده
دهقان پير به پسرش گفت : « آن چه كاشتهاى ، درو خواهى كرد . »
بيت 9 : وظيفه : حقوق ، مستمرى ، سهميه مولوى : در اينجا به معنى كلاه و عمامه است . - مگر ساقى بيش از سهميهى حافظ به او شراب داده كه زلف و كلاهش به هم ريخته و كج و معوج است !