غزل 486 [ بلبل ز شاخ سرو به گلبانگ پهلوى ]
1 بلبل ز شاخ سرو به گلبانگ پهلوى * مىخواند دوش درس مقامات معنوى
2 يعنى بيا كه آتش موسى نمود گل * تا از درخت نكتهى توحيد بشنوى
3 مرغان باغ قافيهسنجاند و بذلهگوى * تا خواجه مى خورد به غزلهاى پهلوى
4 جمشيد جز حكايت جام از جهان نبرد * زنهار دل مبند بر اسباب دنيوى
5 اين قصهء عجب شنو از بخت واژگون * ما را بكشت يار به انفاس عيسوى
6 خوش وقت بوريا و گدايى و خواب امن * كاين عيش نيست در خور اورنگ خسروى
7 چشمت به غمزه خانهى مردم خراب كرد * مخمورىات مباد كه خوش مست مىروى
8 دهقان سالخورده چه خوش گفت با پسر * كاى نور چشم من به جز از كشته ندروى
9 ساقى مگر وظيفهى حافظ زياده داد * كآشفته گشت طرهى دستار مولوى