و زبان نرم ، با يكايك مردم برخورد مىكرد و هركس را به اندازهء جايگاه خودش ، احترام مىنمود . وى از اميران و ثروتمندان دورى مىگزيد ، با فقيران و مردمان متوسط نشست و برخاست مىكرد و از شاهان فرار مىنمود . « 1 »
سيماى ظاهرى
آيت اللّه ناصر حسين ، فردى بسيار لاغر ، ضعيف و نحيف بود و چهرهاى سفيد و نورانى و صدايى آهسته و متين داشت . لباس وى ، پيراهنى سفيد و معمولى ، كلاه كج ، شال گردن ، عبا و كفش مخملى بود . هنگام خروج از خانه ، او به اميران شباهت داشت . مردم در برابر او مىايستادند و سلام مىكردند و هنگام جلوس نيز با كمال ادب مىنشستند ، و چون فردى انساندوست و مهربان بود ، مورد احترام ديگران قرار مىگرفت و حتى اميران و پادشاهان هم مانند خدمتگزاران و عالمان ، نسبت به او بهسان شاگردان رفتار مىكردند . « 2 »
او با وقار و هيبت در قلوب مردم بود ، بر رأى خود پافشارى مىكرد و بر عبادات مواظبت داشت . « 3 »
فعاليت سياسى و فرهنگى
در زمان مولانا ، عالمان بزرگى مانند : آقا حسين قدوة العلماء ، نجم الحسن ، نجم الملة و ناصر الملة ، با يارى ديگر عالمان و بزرگان شيعه ، گروهى را به نام « جماعت صدر الصدور » تشكيل دادند . اين مجتمع ، به اتحاد ملى ، ارتقاى فرهنگى و نظم و ضبط امور مىپرداخت . از اين جمعيت ، غير علما احساس خطر
هامش
( 1 ) . مرعشى ، المسلسلات ، ج 2 ، 109 .
( 2 ) . صدر الافاضل ، مطلع انوار ، 669 .
( 3 ) . امين ، اعيان الشيعة ، ج 10 ، 201 .