تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اختران فقاهت ( فارسى ) — صفحة 96

مساهمون:

ص٩٦
نشانه‌هاى خدا ؛ كه خداوند به او راه را روشن كرد و حجت را تمام نمود . وى فقيهى محدث ، رجالى متتبع ، اديب آگاه و خطيبى فصيح با همتى عالى ، جايگاهى و الا ، دستى بخشنده ، اخلاقى شايسته ، مهربان و با مدارا ، و داراى انديشه ژرف و رأى استوار بود . مرجع امور دينى و سياسى مردم و داراى نفوذ در دلهاى خلق به شمار مىرفت . هيچگاه از بحث و تحقيق خسته نمىشد و هماره مشغول تأليف و تصنيف بود ، حتى در بدترين احوال و در حال بيمارى و گرفتارى ، از بام تا شام در كتابخانه‌اش مىنشست ، مىنوشت ، مطالعه مىكرد و پاسخگوى مردم بود . « 1 » ناصر حسين ، وارث شايستهء كمالات خاندان والاى خود بود . او در عين حال كه مرجع تقليد مردم و پيشواى مذهبى مسلمانان به شمار مىرفت و تمام وقتش به تأليف ، تدريس و رسيدگى به مشكلات دينى مردم سپرى مىشد ، اما با دوستانش رفت و آمد داشت و به عيادت بيماران و تشييع جنازه‌هاى مردگان مىرفت . وى براى همهء كارها ، وقت خودش را تنظيم كرده بود و از لحظاتى كه براى كارى معين كرده بود ، تخطى نمىكرد . از حجم بسيار تأليفات وى ، پيدا است كه او در زمان معين نوشتن كتابهايش ، به كار ديگرى نمىپرداخت . گويند : يكى از راجه‌هاى حيدرآباد ، عثمان على خان ، پس از مدتها اصرار و پافشارى ، توانست از او اجازهء ديدار بگيرد . زمانى كه از مقر حكومتىاش به در خانهء سيد آمد و ناصر حسين از آمدنش خبردار شد ، از پنجرهء كتابخانه‌اش سر بيرون آورد و سلام كرد و فرمود شما كه مشتاق ديدار من بودى ، از همان‌جا مرا بنگر . پس از لحظاتى چند ، وى پنجره را بست و به كار خويش مشغول شد . راجه هم كه از اين ديدار خوشحال بود و به خود مىباليد ، از همان‌جا برگشت . وقتى فرزندان ناصر حسين از او
هامش
( 1 ) . مرعشى ، المسلسلات ، ج 2 ، 109 .
اختران فقاهت ( فارسى ) — صفحة 96 | ناصر الدين انصارى قمى