مىپرداختند . وى در هنگام درس شمرده ، فصيح ، منظم و مرتب سخن مىگفت ، از پرداختن به حشو و زوايد پرهيز نموده و فشرده و سنجيده تدريس مىنمود . به قول آيت اللّه حسينى همدانى :
« من بعد از مرحوم آيت اللّه نائينى ، كسى را نديدم به منظمى و پاكيزگى آيت اللّه خويى درس بگويد ، با يك عربى كاملا فصيح ، منظم و مرتب » .
در خلال درس اصول خويش به فلسفه نمىپرداخت ، و در بحث فقه خود بر احاديث و روايات تكيه زيادى كرده و به سند اخبار ، اهميت داده و بسيار در توثيق و تضعيف روات و رجال سند بحث مىفرمود .
اسلوب ايشان در مناقشه و جدل ، روش سقراط بود ، بدينگونه كه تجاهل كرده و تظاهر به قبول گفتار طرف مقابل مىكرد ، سپس پرسشها و تشكيكهايى در قول خصم نموده و ظاهرا خود را در مقام استفاده و يادگيرى جلوه مىداد و خصم هم - بدون آنكه بفهمد - به پاسخ مىپرداخت و به لوازم گفتار خويش اعتراف مىكرد و در همين هنگام سيد استاد ، مستشكل را به تناقضگويى واداشته و بر اعتراف به اشتباه و نادانى خود مجبورش مىساخت . « 1 »
درس ايشان فشردهاى از آراء و مبانى آقا ضياء و نائينى و كمپانى و نظرات خود ايشان ، همراه با بحث و استدلال بر رد و قبول مبانى ديگران با بيانى جذاب و سحار و تحليلى عميق بود « 2 » به حق در حقايق و مبانى اصولى - كه در طول ادوار مختلف بر آنها اتفاق شده و خدشهناپذير مىنمود - انقلاب و دگرگونى پديد آورد و در لابلاى دروس ايشان نظريات جديد ، ابتكار در مبانى ، خروج از آراء پيشينيان و تعمق و تحقيق و دقت و ژرفنگرى و پژوهش موج مىزد . « 3 »
هامش
( 1 ) . طريحى ، مقدمهء البيان ، ص 15 .
( 2 ) . تا آنجا كه گفتهاند « انه يجسم المعقولات » ، او ذهنيات را در پيش چشم مجسم مىسازد .
( 3 ) . تمام دوره ششم درس اصول ، و تدريس بسيارى از كتب فقه در نوار كاست ضبط شده و در كتابخانه ارزشمند مرجع فقيد در محله « كنده » شهر كوفه موجود است ؛ ر . ك ؛ طريحى ، مقدمه دليل المعجم ، ص 17 .