را مىتوان نام برد . در اينجا براى ذكر نمونهاى از نوشتار فارسى شيخ آقابزرگ ، تمام آن را مىآوريم :
« سپاسگزارى سزاوار نيست به جز از براى ذات يگانهء پاك بىهمتايى كه جميع كائنات را به خلعت وجود نمايش داده ، و سرافرازى بخشيده ، و در فطرت هر ذره از موجودات ثناگويى حضرتش را يادگار گذارده : « ما من شىء الا يسبح بحمده » . و در ميان آنان افراد بشر را به تاج عزت «
وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَنِي آدَمَ
» مفتخر فرموده و در طينت هريك از ايشان قوهء شناسايى خود را مكنون داشته : « كل مولود يولد على الفطرة » و جميع آنها را بر نتيجهء خلقت و غرض و علت غايى ايجاد آگاهى داده :
« ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ »
؛ أى ليعرفون . پس زهى سعادتمند كسى كه در اين چند روزهء زندگانى در دار تجارت فانى به سعى و كوشش خود جد و جهد كند . و آنچه را كه خلاق متعال در ذات او بالقوه مكنون نموده تا آخرين حد او را به منصهء ظهور و فعليت برساند ، تا بوسيلهء اين كشش و كوشش خود را به درجات سعداء و به مقام قرب و وصول به رحمت حضرت الهى نايل گرداند . و در ميان خلائق شايسته تهنيت و تمجيد و اعمال او لايق تقدير و تقريظ ايشان گردد . و سعادتمندتر از اين طايفه ، آنانند كه بر حسب استعداد و قابليت ذاتى خود ، از مشرق فيض حضرت فياض مطلق نور علم و معرفت طالع شود ، و بر زوايهء قلب پاك آنان تابش نمايد : « العلم نور يقذفه اللّه فى قلب من يشاء ، فهو ينظر بنور اللّه ، و يجرى الحكمة على لسانه » . و به گمان فقير يكى از مصاديق ظاهرهء اينگونه سعادتمندان ، اين مرد مؤمن صالح بارع و عارف متدين متشرع ، ناظم ستوده سير ، آقاى ميرزا محمّد على انصارى قمى - نصره اللّه تعالى - مىباشند ، با اينكه ايشان حظ وافرى از علوم اكتسابيه نبرده ، به مراتب عاليه عالم ربانى ترقى نموده . چه آنكه ، نكات و دقايق اين كلام معجز نظام را - كه دون كلام الخالق و فوق كلام المخلوق است - و كثيرى از اهل كمال از فهم جملهاى از آنها قاصرند ، آنها را به زبان سادهء نزديك به فهم عامهء خلق ، در سلسلهء نظم كشيده ، تا