دارد ، اين است كه ايشان از ابتداى جوانى عادت زيادى به استعمال دخانيات داشت . اما هنگامى كه پزشكان ضررش را گوشزد كردند و براى سهولت كار پيشنهاد ترك تدريجى يا تقليل آن را دادند شيخ گفت : من اگر 50 سال در اشتباه بودم ، چرا يكباره اين اشتباه را ترك نكنم ؟ و از همان ساعت لب به سيگار آشنا نكرد . و هرگاه ميلى به سيگار پيدا مىنمود ، آبنباتى در دهان مىگذاشت و مىمكيد .
5 . دورى از سستى
مرحوم حاج شيخ ، همواره از ضعف و كسالت و سستى پرهيز مىكرد و تا واپسين روزهاى زندگانى خود به صحت و سلامت و نشاط تظاهر مىكرد .
هنگامى كه پزشك از وضع مزاجش مىپرسيد ، مىگفت : به حمد اللّه مرض قند ندارم ، مرض فلان ندارم و تمامى امراضى را كه در او نبودند ، نام مىبرد .
شايد از اسباب نشاط روحىاش ، پيادهروى و كمخوابى و كمغذايى بوده باشد . از سال 1345 ه ، ق تا 1375 ه . ق ( مدت 30 سال ) خوردن شام را ترك كرد و قبل از طلوع فجر برخاسته و نماز شب مىگذاشت ، سپس به قبرستان ( براى زيارت اهل قبور ) مىشتافت و براى نماز صبح به حرم مطهر مشرف مىشد و پس از اداى نماز ، قبل از طلوع خورشيد ، به خانه بازمىگشت و صبحانهء مختصرى تناول مىكرد .
6 . پرهيز از خودنمايى
از ديگر خصوصيات حاج شيخ ، انزوا و گوشهگيرى او بود . وى اهل غوغا و هياهو و تبليغات نبود و كارش را براى خدا و بدون انتظار مزد و تشويق انجام مىداد .
كارى بسان الذريعة را اگر مؤسسات فرهنگى ، با گروهى بسيار پديد آورده بودند ، جهان را از هياهوى تبليغاتى خويش پر مىساختند . اما آن بزرگوار از كنج عزلت خود كارى را پديد آورد كه جهانيان از فرط تعجب ، انگشت حيرت به دندان گزيدند .