نورزيد و حتى كتاب المدنية و الاسلام محمّد فريد وجدى را ترجمه و منتشر كرد .
همچنين هنگامى كه مدرسههاى جديد در عراق افتتاح مىشد ، با سعى و كوشش عدهاى از تجار ايرانى مدرسهاى تشكيل شد ، اما از آنجا كه اين قبيل مدارس تازگى داشت ، مخالفت عدهاى را برانگيخت . اينجا بود كه مرحوم شيخ آقابزرگ وارد ميدان شد و مؤسس مدرسه را بر كارش تأييد و ترغيب كرد و از طرف ديگر با مخالفان نيز وارد گفتگو شد و با نصايح خويش آنان را از مخالفت منع كرد .
2 . اطلاع از اخبار و وقايع جهان
مرحوم شيخ ، خود را به عنوان عضوى از پيكرة مسلمين و فردى از ابناى بشر مسئول دانسته و هرگز بىتفاوتى را بر خويش نمىپسنديد .
فرزندش مىنويسد :
« او مرا مأمور خواندن اخبار روزنامهاى نموده بود ، تا مسائل مهم را برايش بازگو نمايم . و پس از مدتى امر به نوشتن مهمترين اخبار در دفترى جداگانه نمود ، تا پس از فراغت از كارهاى روزانه به خواندن و اطلاع يافتن از اخبار بپردازد . هم اكنون نيز كتابى حاوى مهمترين اخبار سال 1938 در بحبوحهء جنگ جهانى دوم و اشغال فلسطين توسط يهوديان در كتابخانهء او در تهران موجود است » .
3 . ارشاد و راهنمايى
ايشان از ارشاد آشنا و بيگانه هيچ ابايى نداشت . هر نويسنده و مؤلف كه احتياج به يافتن مدارك داشت ، بلادرنگ به محضر شيخ مىشتافت و مشكل خود را با او در ميان مىگذاشت و با چهرهاى شاد ، از خانهء شيخ آقابزرگ بيرون مىرفت .
همواره خويشان و آشنايان خود را با ارسال نامهها راهنمايى مىكرد ، فرزندش در آلمان و نوهاش در لنينگراد و نيز ديگر اقوامش را در تهران و بغداد با ارسال