تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احوال و اقوال شيخ أبوالحسن خرقانى ( اقوال اهل تصوف درباره او بضميمه منتخب نور العلوم ) ( فارسى ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
546 كه را رسد در بقا و فنا سخن گفتن ؟ ف 516 نيز ديده شود . 546 . كسى كه به يك تار ابريشم آويخته باشد . ف 516 نيز ديده شود . 547 به چه دانيم كه اندرون يك است ؟ 547 . دل ديگست و زبان كفليز 547 . دل درياست و زبان ساحل 548 غايت مردان سه است . ف 411 ديده شود ؛ نيز حاشيهء نيكلسن بر صفحهء 244 س 12 جلد دوم تذكره ديده شود . 548 اگر همه جهان به دهان مؤمنى نهى . ف 479 ديده شود . 548 اگر از مشرق تا مغرب براى زيارت دوستى به روى . ف 479 ديده شود . 549 گريهء مردان بر چه باشد ؟ 550 خداوندان دل چه كسان‌اند و بىدلان ؟ 551 سخن مگوى و سخن مشنو . ف 400 ديده شود . 552 پنج آبست . . . 553 اگر بنده با بنده خصومت كند . 554 گروهها كه خدا ايشان را به دوستى گرفته . 554 زندگان كه مرده‌اند و مردگان كه زنده‌اند . ف 417 نيز ديده شود . 555 همه بيمارى غفلت داريم . 556 آتش تنور و آتش كبر و حسد و ريا . 557 از اندام مؤمن يكى بايد به خدا مشغول باشد . 558 روزى فردا امروز مخواه . ف 284 ديده شود . 559 دل به آخر كار به كجاها رسد ؟ 560 خداوند حكمت را با هفتاد هزار فرشته فرستد تا در دل مؤمن جاى دهند . 561 خداى را بنده‌ايست كه چون ياد خداى كند شيران در لرزه آيند . ف 250 ديده شود .