تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احوال و اقوال شيخ أبوالحسن خرقانى ( اقوال اهل تصوف درباره او بضميمه منتخب نور العلوم ) ( فارسى ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
585 آفت از دل جدا كردن كار مردان است . 586 در گرسنگى چندان بكوش 587 دست در عمل زن تا اخلاص ظاهر شود . 588 از بسيار جانها آواز ماتم برآيد 589 بر در هر كه سالى باشى آخر گويد « درآى » 590 اگر در معرفت سخن گوئى هفصد بابست 591 خدا شما را به دنيا پاك آورد . 592 مشاهده آنست كه او باشد و تو نباشى . 593 شيخ ابو اسحق گفت همه باديه مرا شيرينى آرزو كرد و . . . 594 ابو يزيد گفت دورترين از درگاه خدا 595 ابو يزيد گفت جواب سخن ياد داريت . 596 ابراهيم زاهد گفت گرمگاهى برنائى از هوا درآمد . 597 يكى از اهل حقيقت گفت درم دوستر دارى يا خصم . 598 دو برادر كه يكى عبادت مىكرد و ديگرى خدمت مادر . ف 46 ديده شود . 599 شبلى به نزديك حلّاقى شد و گفت از براى خدا اين موى مرا مىتراش . 600 بزرگى پيش خواجه گفت شبى از عسس بترسيدم . 601 بو يزيد گفت كار خويش را به اخلاص نديدم . ف 142 ديده شود . 602 بو حامد گفت بندهء نيكو گمان آن باشد . . . 603 بو يزيد گفت شبى نفس را گفتم نماز كن گفت مرده‌ام 604 موسى در مناجات خطاب شنيد كه زنهارى را نگاه دار . 605 لقمان حكيم پسر را گفت هرچه گوئى بنويس . 606 پيش بو يزيد گفتند . . . حام از خلق ببريد . 607 بلال بلخى به بايزيد گفت ملائكه ابليس را مىزنند . 608 جنيد بر منبر وعظ مىكرد .
احوال و اقوال شيخ أبوالحسن خرقانى ( اقوال اهل تصوف درباره او بضميمه منتخب نور العلوم ) ( فارسى ) — صفحة 177 | مجتبى مينوى