585 آفت از دل جدا كردن كار مردان است .
586 در گرسنگى چندان بكوش 587 دست در عمل زن تا اخلاص ظاهر شود .
588 از بسيار جانها آواز ماتم برآيد 589 بر در هر كه سالى باشى آخر گويد « درآى » 590 اگر در معرفت سخن گوئى هفصد بابست 591 خدا شما را به دنيا پاك آورد .
592 مشاهده آنست كه او باشد و تو نباشى .
593 شيخ ابو اسحق گفت همه باديه مرا شيرينى آرزو كرد و . . .
594 ابو يزيد گفت دورترين از درگاه خدا 595 ابو يزيد گفت جواب سخن ياد داريت .
596 ابراهيم زاهد گفت گرمگاهى برنائى از هوا درآمد .
597 يكى از اهل حقيقت گفت درم دوستر دارى يا خصم .
598 دو برادر كه يكى عبادت مىكرد و ديگرى خدمت مادر . ف 46 ديده شود .
599 شبلى به نزديك حلّاقى شد و گفت از براى خدا اين موى مرا مىتراش .
600 بزرگى پيش خواجه گفت شبى از عسس بترسيدم .
601 بو يزيد گفت كار خويش را به اخلاص نديدم . ف 142 ديده شود .
602 بو حامد گفت بندهء نيكو گمان آن باشد . . .
603 بو يزيد گفت شبى نفس را گفتم نماز كن گفت مردهام 604 موسى در مناجات خطاب شنيد كه زنهارى را نگاه دار .
605 لقمان حكيم پسر را گفت هرچه گوئى بنويس .
606 پيش بو يزيد گفتند . . . حام از خلق ببريد .
607 بلال بلخى به بايزيد گفت ملائكه ابليس را مىزنند .
608 جنيد بر منبر وعظ مىكرد .
احوال و اقوال شيخ أبوالحسن خرقانى ( اقوال اهل تصوف درباره او بضميمه منتخب نور العلوم ) ( فارسى ) — صفحة 177
مساهمون: مجتبى مينوى
ص١٧٧