تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آفاق معرفت ( تبصرة المبتدى وتذكرة المنتهي ) ( فارسى ) — صفحة 29

مساهمون:

ص٢٩
و شاب بالتلبيس أسراره * يقول من حيرته هل هو ؟ « 1 »
نظم
راه توحيد را به عقل مجوى * ديدهء روح را به خار مخار
زان كه كرده است قهر إلّا اللّه * عقل را بر دو شاخ « لا » بردار
حيرت أولو الأبصار محمود است و آن از توالى تجليات و تتالى بارقات بود و در مشاهدهء كبريا و مباهات « 2 » توحيد و عجايب امور و احكام ربوبيّت . « ربّ زدني فيك تحيرا » « 3 » اشاره بدين مقام است . عربيّة « 4 »
قد تحيرت فيك خذ بيدي * يا دليلا لمن تحيّر فيكا « 5 »
چرا بر روى ياراى زلف ، هر ساعت دگرسانى * گهى زنجيرى از عنبر ، گهى از مشك چوگانى
هامش
( 1 ) . آن كه ، با راه جويى از عقل ، شبانگاه را مىپيمايد او را در سرگردانى رها مىكند تا غافل و بيهوده بماند و رازهايش را به تلبيس در مىآميزد تا جايى كه از سرگردانى خويش گويد : آيا اوست ؟ ( 2 ) . ل : متاهات . ( 3 ) . عين القضات در تمهيدات ، ص 241 ، اين سخن را از ابوبكر ابن ابى قحافه دانسته و چنين نقل كرده است : « يا دليل المتحيرين زدنى تحيرا » . ( 4 ) . پ : بيت . ( 5 ) . در تو حيران شده‌ام ، اى راهنماى آن كه در تو حيران شده است ، دستم بگير .
آفاق معرفت ( تبصرة المبتدى وتذكرة المنتهي ) ( فارسى ) — صفحة 29 | أبي المعالي القونوي