تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار المعارف ( فارسى ) — صفحة اسرار المعارف 65

مساهمون:

صاسرار المعارف ٦٥
او نيست نصيحت چنان كند كه نفس خودش متهم باشد نه نفس مخاطب نه به اين عنوان كه من اين غيبت را ندارم و تو دارى اگر خواهد زيردستان را به چيزى و فعلى تنبيه سازد به عمل كند نه بقول از آنكه در قول بى فعل اثرى نيست . ادب از كسى توان آموخت كه او را ادب باشد نه آنكه ادب گويد از خدمت و نوازش فقيران خسته نگردد و اظهار كسالت نكند اگر چه بسيار تعب كشد كه موجب كسالت ديگران از اين شيوهء مرضيه شود . بذلت و خجالت احدى راضى نشود اگر چه در قصد جانش بود از آنكه دشمنى بدتر از نفس خودبين نيست و پناه از شر او به خدا برد اگر چيزى به كسى دهد او را عزيز بيند و خود را ذليل تا نفس بر عونت نيايد . فروتنى با فقرا بخلوص نيت كند و با اغيار برسم مدنيت يعنى باندازهء كه ميان خودشان رسم است و گمان تملق نميكنند . از مال دنيا دينارى بذخيره نگذارد كه اين شيوه از براى اهل طريقت ناپسند است و بلكه سد راه سلوك شود اگر خلاف ادبى از احباب و اصحاب به او شود به زبان آنها از خود در قلب و باطن عذر خواهد و از ياد خود ببرد اگر چه ساعتى جفاها بيند . 66 - اما درويشان كه آنها را اهل فقر و طريقت خوانند . جماعتى به لباس ايشان متلبس و بذى آنها هستند و سخنان اين طايفه را ميگويند و نسبت خود را بمشايخ بزرگ و سلسله فقرا ميدهند اما اينكه در معنى درويش