تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار المعارف ( فارسى ) — صفحة اسرار المعارف 62

مساهمون:

صاسرار المعارف ٦٢
هستئى نيست و ذات حق صرف هستى است . پس چنين شخصى از اوصاف بشريت رسته و بصفات الهى پيوسته و بلكه اهل تحقيق كمال توحيد را از گذشتن صفات دانند . 64 - اشخاصيكه در آنها مايهء علم و معرفتى نيست ناچارند كه اظهار كمال و شخصيت خود را به ابطال ديگران كنند اگر كسى را مايهء باشد حاجت بر ديگران ندارد . مثالش اينست كه شخصى در بازار جار كشد كه اگر كسى خرى گم كرده باشد پيش فلان و فلان نيست و آنها نجسته‌اند از آنها مطالبه نكنند منهم خرم گم شده بود پرسيدم پيش آنها نبود چنين شخصى البته ابله است و كسى كه همش صرف خوب و بد مردم مىشود و از تكميل نفس خود به كلى غافل است . مثالش اين است كه شخصى در بازار جار كشد كه من گم شده‌ام هر كه مرا پيدا كند و به من برساند مژده‌لق به او مىدهم اگر كسى خودش را گم نكرده باشد ديگرى بيادش نميآيد تا چه جائى كه مدح و مذمت كسى را بر سر منبر كند . آن مراد و مقصوديكه ترا از ابطال هر شخص و هر طايفه است اگر اثبات حقيقت خود كنى بهتر حاصل است و الا فلان شخص دولت ندارد دليل بر آن نيست كه تو دارى . لفظ تنها هم در اثبات هيچ مطلبى مكفى نيست هر كسى به قدر خود الفاظ مستحسنيكه عوام‌پسند باشد جمع و رديف كرده دارد پس اقوال و الفاظ فقط دليل معنويت نتواند بود جز اينكه برهانى و بينه با