خاتمه
منت خدايرا به تمام نعمتهاى او كه تمام ممكنات احصاى اندكش نتوانند كرد سيما بنعمتهاى خفيه كه آن را حقشناسان شناسند و خداى پرستان دانند .
الهى هر چه ما را نيست عطا كن و اگر استحقاق نيست مستحق ساز استعداد عنايت مولاست بهر كس خواهى توانى داد ( اين دعا بىاختيار آمد صفى ) .
كيست كه شكر نعمت كند يا چيزى مزيد خواهد يا استعداد جويد يا بنيستى گرايد نيستى حق ماست و هستى ترا سزاست ( لا حول و لا قوة الا باللّه )
الهى ببخش آنچه از ما خطاست * ز تو نيكى آمد بديها ز ماست
شرور از عدم گفت و خير از وجود * عدم را كجا بود بود و نمود
همه خير از هستى ايزد است * ز ما باشد ار قول و فعلى بد است
عرض بود رنگ سياه و بنفش * به بيرنگى اصل ما را ببخش