آن حضرت همان مطلب را تكرار كرد و همان جوان مجدداً اعلام آمادگى نمود ، تا بار سوم آن حضرت قرآن را به او داد و آن جوان قرآن را در ميان دشمن برد و آنان را دعوت به اطاعت از قرآن كرد كه دست راست او را قطع كردند و قرآن را با دست چپ گرفت ، دست چپ او را هم قطع كردند كه آن را به سينهء خود نگه داشت و همچنان آنان را به قرآن و پيروى از آن دعوت مىكرد تا شهيد شد .
آنچه از اين قضيه و ساير قضاياى مربوط به رفتار امير المؤمنين على ( ع ) در جنگ جمل و نهروان ، بدست مىآيد اين است كه امام قبل از اقدام به كشتن بغات ، بايد از ارشاد و هدايت آنان خوددارى نكند و آن را بعنوان يك وظيفهء مقدس الهى به مورد اجرا درآورد و مجاز نيست دست خود را به خون كسانى كه دچار اشتباه شدهاند ، تا زمانى كه اقدام به جنگ نكرده باشند ، آغشته سازد .
5 - رفتار امام با اسيران و مجروحين جنگى
سپس كاشف الغطاء در ادامهء بحث مىفرمايد :
« و لا يجهز على جريحهم » يعنى مجروحين جنگى را نبايد كشت « و لا يتبع مدبرهم » و آنانى را كه فرار كردهاند نبايد تعقيب كرد . اما اين در صورتى است كه رئيسى نداشته باشند ، مانند اهل بصره در جنگ جمل و اهل نهروان و اگر رئيسى داشته باشند مانند اهل شام در جنگ صفين ، هم اسيران مجروحشان به قتل مىرسند و هم فراريان آنان تعقيب مىگردند تا مجدداً نتوانند قدرتى بدست بياورند . ليكن نبايد فرزند آنان را اسير و اموالشان را مصادره كرد ، خواه آن اموال بدست دشمن افتاده و يا در دست خودشان باشد .
اگر در حال جنگ توبه كردند ، از آنان پذيرفته مىشود و جنگ خاتمه مىيابد و مانند ساير افراد با آنان رفتار مىگردد و اگر در حال جنگ يكى از آنان دستگير شود ، او را امر به توبه مىنمايند و چنانچه بپذيرد ، آزاد مىشود و اگر نپذيرد او را رها مىسازند و اگر توبه نكرد و وجودش مجدداً او را توبه مىدهند و اگر توبه كرد ، او را رها مىسازند و اگر توبه نكرد و وجودش خطرناك نباشد ، آزاد مىشود و اگر وجودش خطرناك باشد او را در زندان نگه مىدارند ، تا توبه كند و يا بميرد .
ساير فقها نيز همين نظريه را دربارهء مجروحين و اسيران جنگى دارند . خوانندگان مىتوانند به ساير منابع و مآخذ فقهى مراجعه فرمايند .