مرحوم كاشف الغطاء شرايط مبارزه با بغات را چنين بيان مىفرمايند :
« و المتبادر من اطلاق الباغين الباغون على احد الخلفاء الراشدين بعد ان تثنى له الوسادة و يكون عصاة الشرع بيده قائمه بشروط . » « 1 » يعنى متبادر از اطلاق كلمهء باغيان كسانى هستند كه بر يكى از خلفاى راشدين ( يعنى ائمهء معصومين و فقهاء ) كه زمام امور را بدست گرفتهاند با شرايطى كه ذيلًا نقل مىشود ، خروج نمايد .
شرط اول اين است كه از امام جدا گرديده و از پيروى وى خوددارى نمايند و خود را از رعاياى او ندانسته باشند ، خواه در شهرى اقامت كرده باشند و يا در قريهاى و يا در صحرا و بيابانى .
شرط دوم اين است كه داراى قدرت و شوكت باشند ، بطورى كه حاكم نتوانسته باشد ، بدون تهيهء نيروهاى كافى آنان را سركوب سازد ، زيرا اگر امكان داشته باشد ، از راه آسانترى آنان را سركوب كند سركوب آنان بايد از آن طريق باشد ، نه با جنگ و خونريزى .
شرط سوم در تشخيص خود نسبت به حقانيت حكومت حاكم دچار اشتباهى شده باشند ، كه در آن معذور نباشند و در اثر آن شبههء غلط از فرمان حاكم خارج گردند .
شرط چهارم آنكه ارشاد آنان از راه بحث و اقامه حجت و دليل ممكن نباشد .
شرط پنجم آنكه از راه ايجاد اختلاف و فتنه بين ايشان دفع آنان ممكن نباشد و حاكم براى دفع آنان نياز به جنگ با آنان داشته باشد .
و پس از ذكر اين شرايط مىفرمايند :
« و لا يجوز له قتلهم قَبل المقاتله . » يعنى كشتن آنان جايز نيست ، قبل از جنگ . پس اگر اقدام به جنگ ننمايند ، نمىتوان آنان را به قتل رسانيد . « 2 »
دليلى را كه مىتوان براى بيشتر اين شرايط اقامه نمود رفتارى است كه امير مؤمنان على ( ع ) در جنگ جمل داشته است .
استاد بزرگوار و علامه محقق حاج شيخ محمد تقى شوشترى « 3 » از طبرى نقل مىكند كه امير المؤمنين ( ع ) در روز جنگ جمل قرآنى را در دست گرفت و در ميان اصحاب خود آورد و به ايشان فرمود كداميك از شما حاضر است ، اين قرآن را بدست گيرد و دشمن را به آنچه در آن هست دعوت كند ، هر چند كشته شود ؟ جوانى از اهل كوفه كه قباى سفيدى در برداشت ، بلند شد و گفت من حاضرم چنين كارى را انجام دهم . آن حضرت از او اعراض كرد و مجدداً
هامش
( 1 ) - كاشف الغطاء : كشف الغطاء ، كتاب الجهاد ، الفصل الثانى فى البغاة .
( 2 ) كاشف الغطاء : كشف الغطاء ، كتاب الجهاد ، الفصل الثانى فى البغاة ، چاپ سنگى .
( 3 ) شوشترى ، حاج شيخ محمد تقى : بهج الصباغه فى شرح نهج البلاغه ، ج 6 ، ص 396 .