« هى ( الدية ) مائة من الابل و ليس فيها دنانير و لا دراهم و لا غير ذلك . » « 1 »
يعنى ديه ، يكصد شتر است و دراهم و دنانير و غير آنها در شتران اعتبار نمىشود ( يعنى نفس شتران ديه محسوب مىشوند ) نه قيمت آنها و براى قيمت احتياج به تراضى دارد .
از اين روايت استفاده مىشود كه تعيين درهم و دينار احتياج به توافق دارد و خود درهم و دينار اصل در ديه نيستند .
3 - 1 - در روايت ديگرى آمده است خبر عبد الله بن سنان از امام صادق ( ع ) : « ان الدية مائة من الابل ، و قيمة كلّ بعير من الورق مائة و عشرون درهما ، او عشرة دنانير و من الغنم قيمة كلّ ناب من الابل عشرون شاة . » « 2 »
يعنى ديه ، يكصد شتر است و ارزش هر شترى يكصد و بيست درهم و يا ده دينار است و ارزش هر شترى كه دندان ناب ( نيش ) در آورده باشد بيست گوسفند است از اين روايت نيز استفاده مىشود كه درهم و دينار و گوسفند به عنوان قيمت براى شتر تعيين شدهاند .
4 - 1 - در خبر عبد الرحمن بن حجاج آمده است ، كه ديه در جاهليت يكصد شتر بوده است و رسول خدا آن را نيز مقرر فرمود . سپس در اين روايت آمده :
« انه فرض على اهل البقر مائتى بقرة ، و فرض على اهل الشاة الف شاة ثنية و على اهل الذهب الف دينار ، و على اهل الورق عشرة الف درهم و على اهل اليمن الحلل مائتى حلة . » « 3 »
يعنى رسول خدا بر صاحبان گاو ، دويست گاو ، و بر صاحبان گوسفند ، هزار گوسفند ، و بر صاحبان طلا ، هزار دينار ، و بر صاحبان نقره ، ده هزار درهم ، و بر اهل يمن دويست حله تعيين نمود .
كليه روايات وارده در باب ديات دلالت دارند كه تعيين مقدار درهم ، دينار ، گاو ، گوسفند ، بر اساس محاسبه با قيمت شتر بوده است و براى تسهيل امر بر جانى اجازه دادهاند كه جانى ، مالى را كه در اختيار دارد با در نظر گرفتن ارزش آن با شتر بپردازد و چون در زمان ما بهترين راه براى پرداخت ديه پرداخت همان پولى است كه مردم هر كشورى در اختيار دارند بايد با تعيين قيمت يكصد شتر ، ديه لازم را پرداخت نمايد . به عبارت ديگر تعيين انواع ديات براى تسهيل امر بوده و همين تسهيل امر اقتضاء مىكند كه جانى پول رايج كشور خود را پرداخت كند ، ( نه درهم و دينار و حله ، يا گاو و گوسفند ) زيرا پرداخت خود آنها موجب عسر و حرج
هامش
( 1 ) - همان ، ص 143 ، حديث 6 .
( 2 ) همان ، ص 142 ، حديث 3 - الفروع ، ج 7 ، ص 281 ، حديث 3 - تهذيب الاحكام ، ج 10 ، ص 158 ، حديث 14 .
( 3 ) همان ، ص 142 ، حديث 1 .