استفاده مىشود كه به پارهاى آنها ذيلًا اشاره مىشود :
7 - 5 - كلام شافعى
شافعى مىگويد :
« اخبرنا مسلم بن خالد عن ابن جريح عن عمرو بن شعيب قال كان النبى ( ص ) يقوم الابل على اهل القرى أربعمائة ديناراً و عدلها من الورق و يقسمها على اثمان الابل فاذا غلت رفع فى قيمتها و اذا هانت نقص من قيمتها على اهل اقرى الثمن ما كان . » « 1 »
يعنى پيامبر ( ص ) شتر را به چهار صد دينار و يا معادل آن از نقره تقويم مىفرمود و بر ثمن شتر تقسيم مىكرد و چنانچه قيمت شتر بالا مىرفت ، درهم و دينار را بالا مىبرد و اگر پائين مىآمد قيمت آنها را پائين مىآورد .
امام بغوى از عمرو بن شعيب از پدرش ، از جدش نقل مىكند كه گفت « كانت قيمة الديه على عهد الرسول اللَّه ثمانى مائة ديناراً او ثمانيه آلاف درهم و ديه اهل كتاب يومئذ الصنف من ديه المسلمين قال فكان كذلك حتى استخلف عمر فقام خطيباً فقال ان الابل قد غلت ففرضها عمر على اهل الذهب الف دينار و على اهل الورق اثنى عشر الفا و على اهل البقر مائتى بقره و على اهل الشاه الفى و على اهل الحلل مائتى حله . » « 2 »
يعنى قيمت ديه در زمان رسول خدا ( ص ) هشتصد دينار و يا هشت هزار از درهم بوده و ديه اهل كتاب در آن روز نصف ديه مسلمانان بود ، تا دوران خلافت عمر كه قيمت شتر بالا رفت و هزار دينار بر صاحبان طلا و دوازده هزار درهم بر صاحبان نقره و دويست گاو بر گاوداران و دو هزار گوسفند بر گوسفند داران قرار دارد .
از اين روايت به خوبى استفاده مىشود كه مقادير ديات با مقايسه و ارزيابى صحيح با يكديگر و مقايسه آنها با ارزش شتر محاسبه مىشد و تخيير و يا تنويع بدون حساب و برابرى ارزشها نبوده است .
8 - 5 - نظرى به كلام صاحب جواهر
صاحب جواهر الكلام درباره اخبار تقويم مىفرمايد : محتمل است رواياتى را كه در آنها تقويم آمده مانند خبر معاويه ابن وهب و حسام و مانند اينها حمل بر تقيه نمود و برخى ديگر
هامش
( 1 ) - شافعى : الام ، ج 8 ، ص 459 .
( 2 ) امام بغوى ، مصايح السنه ، ص 38 .