لذا ، معاون « با ايجاد اطمينان خاطر و با قول به مساعدت در مواقع لزوم همچون دفاع در دادگاه يا نگهدارى از خانواده او و غير ذلك وى را به ارتكاب جرم مصمم مىسازد » . « 1 » بديهى است در صورتى كه مرتكب اصلى خود از قبل داراى انگيزه و اراده كافى براى ارتكاب جرم باشد ، در اينجا تحريك معنى و مصداق خود را از دست خواهد داد . نويسنده كتاب معاونت در جرم مىنويسد : « در واقع شكل اخير تحريك بزه معاونت در جرم را به وجود مىآورد . » « 2 » حال آنكه گفته شد شكل اخير با ترغيب به ارتكاب جرم منطبق است نه تحريك . زيرا در ترغيب زمينه و هسته اوليه ارتكاب جرم در ذهن مرتكب اصلى موجود است و معاون آن را تقويت و تكميل مىنمايد .
بنابراين ، تحريك عبارت از خلق و ايجاد اراده و تصميم ارتكاب جرم در ديگرى است .
اول - اقسام تحريك :
تحريك انواع مختلف دارد و ممكن است به صور گوناگونى واقع شود . تحريك ممكن است مستقيم يا غير مستقيم باشد . در عين حال تحريك ممكن است فردى يا جمعى باشد .
دوم - شرايط تحقق تحريك :
تحريك بايد علاوه بر شرايط عمومى ركن مادى معاونت در جرم ، داراى چند شرط اختصاصى نيز باشد . ذيلًا به تعدادى از شرايط عمومى و اختصاصى آن اشاره مىشود :
اولًا : بايد محرك از طريق تحريك ، فكر و اراده ارتكاب جرم را در شخص مباشر ايجاد نمايد و الا چنان كه گفته شد اگر مجرم از قبل داراى انگيزه كافى باشد موضوع تحريك تحقق نخواهد يافت . ضمن آنكه اين تحريك بايد به حكم عقل مقدم بر فعل مباشر اصلى بوده و به علاوه از طريق فعل مثبت باشد نه منفى .
هامش
( 1 ) . قانون العقوبات ، ابو عامر محمد زكى ، ص 302 .
( 2 ) . معاونت در جرم ، منوچهر حميدى ، ص 11 .