تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 630

مساهمون:

ص٦٣٠
در آن ديار فرمان مىراند . لشكرى را هواى تسخير آذربايجان در سر افتاد . سپاهى گرد آورد ، و به آذربايجان راند . ديسم به مقابله بيرون آمد ، و منهزم شد . لشكرى بر بلاد آذربايجان ، جز اردبيل ، كه كرسى آن ديار بود ، مستولى گرديد . لشكرى آنجا را در محاصره گرفت ، و هر روز حلقهء محاصره را تنگ‌تر مىنمود . مردم اردبيل به ديسم پيام فرستادند ، كه از پشت سر ، لشكرى را مورد حمله قرار دهد . او نيز ، در روزى كه ميان مردم اردبيل و لشكرى جنگ درگرفته بود ، از پشت سر تاخت آورد . لشكرى به موقان گريخت . اسپهبد موقان ، موسوم به پسر دواله او را نيكو پذيرا گرديد ، و با او به سوى ديسم سپاه برد . اين بار ديسم شكست خورد ، و به رى نزد وشمگير رفت ، و گفت در فرمان او خواهد بود ، و هر ساله مالى به عهده مىگيرد . وشمگير اجابت كرد ، و با او سپاهى همراه كرد . سپاهيان لشكرى در نهان نزد وشمگير كس فرستادند ، كه ما در طاعت تو هستيم . لشكرى از اين امر آگاه شد ، و چون ياراى پايدارىاش نبود ، با خواص اصحاب خود به جانب ارمينيه راند ، و در نواحى آن دست به قتل و تاراج زد . سپس به زوزان ، از بلاد ارمن رفت . در آنجا مردم سخت به مقابله‌اش برخاستند ، و او و بسيارى از يارانش را كشتند . بقاياى سپاه او بازگشتند . اينان پسر لشكرى ، بنام لشكرستان را بر خود امير كردند و آهنگ ديار طرم ارمنى كردند ، تا از مردم آن ديار انتقام خويش بستانند ، ياران طرم نيز به مقابله برخاستند و جماعتى از ايشان را كشتند . ناچار گروهى از آنان نزد ناصر الدوله بن حمدان رفتند و گروهى نيز به بغداد آمدند . حسين بن سعيد بن حمدان ، از سوى پسر عمش ناصر الدوله عهده دار معاون [ 1 ] آذربايجان بود . چون اصحاب لشكرى با پسر او به موصل رفتند ، ناصر الدوله آنان را به آذربايجان ، به جنگ ديسم فرستاد . او در برابر ديسم پايدارى نتوانست و به موصل بازگرديد . ديسم بر آذربايجان تسلط يافت ، و همچنان در طاعت وشمگير بود .

ظهور ابن رائق و رفتنش به شام

در سال 327 ، بجكم به موصل و ديار ربيعه رفت ، زيرا ناصر الدولة بن حمدان در ارسال مالى كه بر عهده گرفته بود تأخير كرده بود . راضى در تكريت ماند و بجكم را به موصل راند . ناصر الدوله در شش فرسنگى موصل با او رو به رو شد ، و منهزم گرديد . بجكم تا نصيبين ، و سپس تا آمد او را تعقيب كرد . و فتح نامه به راضى نوشت . راضى از تكريت با كشتى روانهء موصل شد . جماعتى از قرمطيان كه در لشكر او بودند پيش از رسيدن نامهء بجكم از او جدا شدند ، و به بغداد رفتند زيرا ابن رائق از مخفى گاه خود با آنان مكاتبه
هامش
[ ( 1 ) ] معاون . به ذيل صفحهء 432 رجوع شود .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 630 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى