زد . پس نامهاى به بجكم ، كه در واسط بود ، نوشت و نامهاى به وشمگير كه در رى بود و هر دو را به اشغال مقام ابن رائق برانگيخت ، و نيز نامهاى به راضى نوشت ، و به دستگيرى ابن رائق و اصحابش اشارت كرد ، و بجكم را به جانشينى نامزد نمود ، و گفت كه سه هزار هزار دينار از آنان مصادره خواهد كرد . راضى در عين ناخشنودى به طمع مال روى موافقت نشان داد . آنگاه به بجكم نامه نوشت و او را برانگيخت .
ابن مقله از راضى طلبيد ، كه تا وقتى كه اين كار به پايان آيد ، او را نزد خود به سراى خلافت برد . راضى بپذيرفت . ابن مقله با لباس مبدل در شب آخر رمضان سال 326 ، به سراى خليفه رفت . راضى فرمود تا او را بند بر نهند و روز ديگر ابن رائق را از نامههاى او آگاه نمود . ابن رائق خليفه را سپاس گفت . و در نيمهء شوال فرمود تا دست ابن مقله ببريدند ، سپس به معالجهاش پرداختند ، تا بهبود يافت . اما ابن مقله از كوشش بازنايستاد و همچنان براى رسيدن به وزارت تلاش مىكرد و از ابن رائق تظلم مىنمود و عليه او سخن مىگفت . ابن رائق فرمان داد زبانش را بريدند ، و محبوسش ساختند تا بمرد .
استيلاى بجكم بر بغداد
بجكم ، همچنان نسبت به ابن رائق اظهار وفادارى و تبعيت مىنمود ، و بر علمها و سپرهايش مىنوشت : « بجكم الرائقى » ، تا آنگاه كه نامهء ابن مقله به او رسيد كه راضى مقام امير الامرايى را به او واگذار مىكند . از آن پس با ابن رائق دل ديگر كرد ، و از سپر و سلاح خود « بجكم الرائقى » را بزدود ، و در ماه ذو القعدهء سال 326 از واسط به بغداد راند . راضى به او نوشت كه بازگردد ، ولى او سر بر تافت ، و تا نهر ديالى پيش رفت . در جانب غربى نهر با ابن رائق رو به رو شد . سپاه ابن رائق منهزم شد ، چنان كه خود را شنا كنان به آن سوى آب رسانيدند . ابن رائق به عكبرا رفت ، و در نيمهء ماه ذو القعده بجكم وارد بغداد شد . روز ديگر با راضى ديدار كرد ، و راضى او را مقام امير الامرايى داد . بجكم ، از زبان راضى به اميرانى كه با ابن رائق بودند نوشت كه بازگردند ، آنان نيز بازگشتند . ابن رائق به بغداد آمد و پنهان گرديد . مدت امارت او يك سال و يازده ماه بود . بجكم به سراى مونس فرود آمد ، و در بغداد استقرار يافت و زمام امور خليفه و دولت را به دست خود گرفت .
داخل شدن آذربايجان در خدمت وشمگير
از عمال وشمگير بر اعمال جبل ، مردى بود به نام لشكرى [ 1 ] پسر مردى . قلمرو او در همسايگى آذربايجان بود . در اين اوقات ديسم بن ابراهيم الكردى ، از اصحاب ابن ابى الساج ،
هامش
[ ( 1 ) ] سيكرى