كسانى كه كمين كرده بودند ، بيرون آمدند ، و سپاه ابن رائق را در هم شكستند ، چنان كه به دمشق باز پس نشست . اخشيد برادر خود ، ابو نصر بن طغج را از پىاش روان نمود .
ابن رائق از دمشق بر او تاخت ، لشكرش را پراكنده ساخت و خودش را بكشت . ابن رائق ، ابو نصر را كفن كرد و او را همراه پسر خود ، مزاحم نزد برادرش اخشيد فرستاد . و در نامهاى او را تسليت گفت و پوزش خواست .
اخشيد مزاحم را اكرام كرد ، و چنان مصالحه نمود كه مصر از آن اخشيد باشد ، و از حد رمله تا آن سوى آن از شام ، در تصرف ابن رائق و او هر سال از رمله صد و چهل هزار دينار براى ابن رائق بفرستد .
جنگ با روميان ( صوائف ) در ايام الراضى باللّه
در سال 322 ، دمستق با پنجاه هزار تن از روميان به سميساط آمد . او در ملطيه فرود آمد و مدتى آنجا را محاصره نمود ، تا مردم امان خواستند و شهر را تسليم كردند . آنگاه مردم را مخير كرد كه آنها كه مسيحى نشده بودند با يكى از سرداران رومى خود به جايى روند و آنان كه مسيحى مىشوند بمانند . بيشتر مردم به سبب علاقهاى كه به زن و فرزند و اموال خود داشتند ، كيش نصرانيت را برگزيدند . آنگاه روميان سميساط را گشودند و اعمال آن را سراسر ويران نمودند .
[ در سال 323 ، القائم علوى ، سپاهى از افريقيه ، و از راه دريا به ناحيه فرنگ برد ] [ 1 ] و شهر جنوه را فتح نمود ، و به سردانيه رفت و مردمش را كشتار كرد . سپس به قرقيسيا ، در ساحل شام لشكر كشيد و كشتيهايش را آتش زد . پس از اين فتوحات همه تندرست بازگشتند .
در سال 326 ، در ماه ذو القعده ، ميان روميان و مسلمانان تبادل اسيران و پرداخت فديه آغاز شد . اين كار به دست ابن ورقاء الشيبانى البريدى انجام يافت . شمار اسيران شش هزار و سيصد تن بود .
حكام ولايات در ايام القاهر باللّه و الراضى باللّه
پيش از اين گفتيم ، كه در اين عهد جز اعمال اهواز و بصره و واسط و جزيره ، جايى در دست مركز خلافت نمانده بود ، و گفتيم كه آل بويه بر فارس و اصفهان مستولى شده بودند ، و وشمگير ، بر بلاد جبل و بريدى بر بصره ، و ابن رائق بر واسط .
هامش
[ ( 1 ) ] ميان دو قلاب از متن افتاده بود از ابن اثير افزوديم .